مقاله ذيل در اولين كنفرانس اقتصاد شهري قزوين ۱۳۸۵ ارايه شده و در اين كنفرانس جزو مقالات برگزيده منتخب گرديد.
به نام خدا
طرح ايجاد شهركهاي هنرهاي سنتي و صنايع دستي
علي روشن – ساسان قاسمي
واژگان كليدي
هنرهاي سنتي، صنايع دستي، گردشگر، اقتصاد شهري
مقدمه
آنچه مسلم است، چرخ اقتصاد شهري در سرتاسر دنيا از ديرباز تا چندي پيش بر محور توليد ساخت ميچرخيد. اما در سدة اخير اين چرخ در اندك زماني، رويكردي ديگر يافت. از يك طرف توليدات به سمت ساخت وسايل ناپايدار و مصرفي گرايش يافت و از طرف ديگر فعاليتهاي اقتصادي بيشتر بر پاية واسطهگري و دلاليگري استوار گرديد. اين گردش اقتصادي خود منجر به گردش فرهنگي جوامع شد. از توليدكننده به سمت مصرفكننده. از توليد به قدر نياز به سمت توليد انبوه. از آرامش روحي (آسايش)، به سمت آرامش جسمي (رفاه). از رضايت به سمت زيادهخواهي. از همزيستي مسالمتآميز به سمت رقابت.
از سويي ديگر، اين زيادهخواهي حتي به مسايل اطلاعاتي نيز رواج يافت. يعني آن كسي در اين رقابت برنده است كه بيشتر ميداند. اما از طرفي همين چرخه اقتصاد شهري نوين پديده جديدي را به همراه خود آورد. توريسم يا گردشگري. اين مسئله اكنون به عنوان يكي از تأثيرگذارترين مسايل بر توسعه اقتصاد شهري و روستايي محسوب ميشود.
هم اكنون كشورهاي حوزه جنوب شرقي آسيا (آسهآن) و كشورهايي همچون چين، كره شمالي و جنوبي، ژاپن، هندوستان، مكزيك، پرو و كشورهايي ديگر از اين دست، از چند دهه پيش سرمايهگذاريهاي بزرگي را در زمينة جذب گردشگر خارجي با تأكيد بر هنرهاي سنتي و صنايع دستي محلي و بومي خود آغاز كرده، كه هم اكنون به مرحله بازدهي مثبت و درآمدزايي رسيدهاند.
بنابراين بدون ترديد و با توجه به تجربيات مثبت ديگر كشورهاي داراي فرهنگ و تمدن كهن، سرمايهگذاري بر هنرهاي سنتي و صنايع دستي محلي ميتواند بازدهي فراواني را در آيندهاي نه چندان دور به همراه داشته باشد.
شرح وضعيت
اصولأ وضعيت صنايع دستي در تمامي كشورهاي با پيشينه كهن فرهنگ و تمدن، نابسامانيهاي مخصوص به خود را دارد. هر كشور به نوعي با مسايل محيط و اطراف خود كنار آمده و در صدد بر آمده تا بر مشكلات فايق آيد.
در ايران چندين عامل باعث گسست مردم از اين صنعت هنري شده است.
1. رويكرد فرهنگي جامعه به عادتها و آداب جديد. اين مسئله منجر به نگاهي تزئيني به هنرهاي سنتي و صنايع دستي شده است، در صورتي كه تمامي اين هنرها ، به نوعي داراي ويژگيهاي كاربردي مخصوص به خود بوده و اصولأ نياز بشري در كنار حس زيباييشناسي وي باعث خلق اين آثار شده است.
2. عدم درآمدزايي مناسب. اكثر اين هنرها و صنايع درآمدي را در خور زحمات و مشقات خالق اثر، نصيب وي نميكند.
3. به همين علتِ عدم درآمدزايي مناسب و رويكرد فرهنگي متفاوت، بيشتر جوانان ديگر رغبتي براي يادگيري و ادامه اين حرفههاي هنري در خود نميبينند. و همين مسئله، حس عدم نياز اجتماعي را به خلق اين آثار هنرمندانه، تشديد ميكند.
4. از سويي ديگر، عدم رغبت جوانان در پي نگاه رفاهبينانه نسل جوان اتفاق افتاده است، جواناني كه در پي كار اندك و درآمد بسيار هستند، جواناني كه براي خود زحمت ظريفكاري و ريزبيني يك هنرمند را آسان نمييابند، جواناني كه طالب پيمودن ره صد ساله در نيم شب هستند، مسلم است كه توجه اين جوان ديگر به سمت و سوي هنرهاي سنتي و صنايع دستي جلب نميشود.
5. روند سخت آموزشي يكي ديگر از مشكلات موجود است. با ورود نظام هاي نوين آموزشي غربي به سبك و سياق مدارس، دبيرستانها، مراكز آموزش عالي، مراكز آموزش فني و حرفهاي و آموزشگاههاي آزاد تنها تكنيك كار به هنرآموزان انتقال مييابد. افراد آموزش ديده در اينگونه آموزشگاه ها با فرض كسب مدارج عالي تنها ميتوانند تكنيسينهاي بسيار خوبي باشند. در صورتي كه در نظام آموزش استاد- شاگردي علاوه بر فنون و تكنيكها، حكمتها، آداب معرفتي و زيباييشناسي سنتي نيز انتقال مييافت.
6. نبود جايگاه مناسب براي كارگاههاي هنرهاي سنتي و صنايع دستي در بافت جديد شهري و شهرنشيني. در بافت قديمي شهرها، كارگاههاي هنرهاي سنتي داراي جايگاهي ويژه بوده و اكثرأ هر صنف در يك بخش خاص از بافت شهر حضور و تمركز داشته است. اما امروزه با تغيير الگوي ساختمانسازي در شهرها، اغلب منازل مسكوني كنار اين كارگاهها، نوسازي شده و نسبت به چهرة قديمي نمايي نو (هر چند بدون هويت) يافته است. آن دسته از كارگاههاي هنرهاي سنتي كه هنوز در بافت قديم اما نو شده باقي مانده است، متأسفانه مورد عنايت شهروندان و اقبال ارگان – هاي شهري و شهرداري قرار نگرفته و به آنها به چشم صنايع مزاحم نگاه ميشود. اكنون اين كارگاهها به صورت وصلههاي ناجور بافتهاي بيهويت درآمدهاند. هر چند كه همين وصلهها را بايد براي ته مانده هويت تاريخي و فرهنگي شهرها حفظ كرده و آنان را به صورت كانونهاي فرهنگي مورد استفاده قرار داد و بايد متوجه ابن مسئله بود كه بهسازي و استحكام بخشي بافت- هاي فرسوده از اساس با نوسازي و تغيير بافت متفاوت و مغاير است. در هر صورت از دست رفتن جايگاه والاي كارگاههاي هنرهاي سنتي موجب رويگرداني نسل جوان از صحنه هنر و فرهنگ اين مرز و بوم شده است.
همه اين كم اقبالي ها يك طرف، در طرف ديگر مسايل و مشكلات مرتبط با الگوهاي اقتصاد شهري نيز به اين خيل نابسامانيها افزوده شده است.
بازار، به آن معنا كه امروز ميشناسيم، نظامي را حاكم كرده كه صنايع دستي در آن نمي تواند با شيوههاي قديم خود به ادامه حيات دست يابد.
اولين معضل، مشكل عرضة محصولات صنايع دستي و هنرهاي سنتي است. اين محصولات نمي -توانند به علل مختلف كه خود بحثي جدا است در بازارهاي كنوني جايگاه گذشتة خود را به دست آورند. در ادامه اين عرضه ناكارآمد مشكل صادرات نيز به ميدان ميآيد. اين مشكلات در چرخة درآمدزايي صنايع دستي محلي و اشتغالزايي بومي تأثير مستقيم گذاشته كه خود آغاز چرخة ديگري از مشكلاتي كه پيشتر از آن صحبت شد ميشود.
از طرفي نبود نظارت در فروش آثار صنايع دستي باعث به وجود آمدن نابساماني ديگري ميشود. در بازار صنايع دستي بهانه اين است كه محصول، تنها از طريق كنار هم گذاشتن مواد اوليه خلق نميشود و بايد حتمأ عمل خلاقانه هنرمند بر روي آن صورت گيرد بنابراين، قيمت گذاري نيز نميتواند متأثر از يك الگوي خاص و قابل كنترل باشد. به همين دليل فروشندگان گاه از عدم نظارت سوء استفاده مي كنند و اصولأ قيمتگذاري در اين صنف روشمند و شفاف نيست. اين مسئله باعث شده تا برخي سودجويان گاه تنها به فكر منافع شخصي و زودگذر خود بوده و محصولات را بسيار بالاتر از آنچه بايد به فروش ميرسانند. اين مورد در نهايت خصوصأ در مورد بازارهاي خارجي منتج به دور شدن مشتري و اصطلاحأ مشتريپراني ميشود. از سويي ديگر، محصولات صنايع دستي كه در قديم غالبأ كاربردي بوده و تمامي قشرهاي جامعه را به عنوان مشتري پوشش ميدادهو هيچ نيازي به تبليغات خاص نبود، اما حال براي ورود به زندگي مردم، آن هم به عنوان تزئين، احتياج به جذب مشتري به وسيله ويترين خاص و تبليغات دارد. چرا كه در حال حاضر متأسفانه غالب مردم با تعدد و تنوع هنرهاي سنتي و صنايع دستي بومي خود بيگانه هستند. در اينكه تا كنون تبليغات در حوزة صنايع دستي و هنرهاي سنتي هيچ حركتي را از خود نشان نداده، هيچ شكي نيست. اما مسئله پيش رو اين است كه كارگاهها اكثرا در مناطق و نواحي قديمي شهر، مكاني كه كمتر مورد بازديد گردشگران قرار ميگيرد قرار دارند. بنابراين خلقكنندگان آثار براي فروش بايد متوسل به واسطهها شوند. از طرفي به علت پراكندگي كارگاههاي باقيمانده در محدودة وسيعي از بافت قديمي شهر، تقريبأ بازديد آنها از طرف گردشگر، غير ممكن ميشود. در ضمن اينكه به فرض محال كه گردشگري خود خواهان بازديد مستقيم از تمامي صنوف مختلف صنايع دستي و هنرهاي سنتي محلي باشد، هيچ مرجع اطلاعاتي براي راهنمايي او وجود ندارد.
با عنايت به سلسله سخنرانيهاي صورت گرفته در اولين كنفرانس بين المللي صنايع دستي و گردشگري كه از طرفUNWTO يا سازمان جهاني گردشگري وابسته به سازمان ملل متحد در ارديبهشت سال جاري در تهران برگزار شد، گردشگران اصولأ به مواردي كه در ذيل آورده ميشود، علاقه نشان ميدهند.
1.علاقه به اطلاعرساني پيش از حركت. يعني دوست دارند پيش از برنامهريزي بدانند برنامه آنها در طول سفر چيست.
2. علاقه به آشنا شدن با روشها و شيوههاي خلق صنايع دستي و هنرهاي سنتي. يعني آنها دوست دارند از كارگاهها نيز بازديد كنند و اين عمل باعث اشتياق بيشتر آنان به خريد خواهد شد.
3. علاقه به آشنا شدن آنها با حكمتها و فلسفه نقوش و مواد و مصالح اثر خلق شده. يعني آنها حتي دوست دارند با هنرمندان به گفتگو بنشينند و از آثار خلق شده توسط آنان بگويند و بشنوند.
4. علاقه به شفافسازي قيمتها. يعني دوست دارند يك اثر با شرط كيفيت يكسان در فروشگاههاي مختلف قيمتهاي يكسان و متناسب نيز داشته باشد.
5. علاقه به وجود يك هيئت نظارت بر ساخت محصول. يعني آنها دوست دارند با ديدن مهر نظارتي، اطمينان خاطر حاصل كنند كه نه تنها محصول از مرغوبيت نسبي و قابل قبول برخوردار است، بلكه محصول از هنرهاي همان محل خلق شده است، نه همچون پارچههاي نامرغوب پاكستاني كه به عنوان پارچههاي قلمكار اصفهاني در حاشيه ميدان نقش جهان با قيمتهاي بالا به فروش ميرسند.
تمامي اين موارد معضلات و علاقهمنديهايي است كه در دست يافتن به راه حل را مشكل مينماياند اما تقريبأ تمامي آنها را ميتوان تنها با يك حركت گسترده رفع كرد.
شرح طرح:
اگر به گذشتهها نگاهي بيفكنيم، گذشتههايي نه چندان دور كه راسته بازارها هنوز شريانهاي حياتي اقتصاد شهري بودند مسايلي را درمييابيم كه ميتوان با الگوبرداري از آنها چرخة اقتصاد هنرهاي سنتي و صنايع دستي محلي را رونق بخشيد.
ايحاد شهرك هنرهاي سنتي و صنايع دستي نمونهاي از همين الگوبرداري است. تصور كنيد در زميني گسترده و وسيع راسته بازارهايي ساخته شود كه هر مسير آن در اختيار يك صنف خاص و مشاغل سنتي مرتبط با آن قرار گرفته باشد. هر غرفه نه تنها دكاني براي فروش محصولات هنرهاي سنتي و صنايع دستي است بلكه كارگاهي نيز در پشت آن تعبيه شده باشد. گردشگران آزادانه در راسته بازارها ره ميپويند و همچون گذشتهها صداي گوناگون چكشهاي مختلف را در راستة مسگرها و ظرفسازان و چلنگرها و قلمزنها ميشنوند، در راسته رنگرزها، عطر حنا و صدر و زاج سياه، مشامشان را قلقلك دهد و در راسته نگارگران، سكوت مايه تعمق آنان در ظرافتهاي تذهيب و مينياتور شود. از طرفي آنان ميتوانند نه تنها محصول را ببينند بلكه داخل كارگاهها شده و از مراحل كار آگاهي يافته و با هنرمندان همصحبت شوند.
در اين شهرك، هيئت نظارت بر محصولات وجود دارد كه با ايجاد كميتههاي تخصصي در هر صنف، بر قيمتگذاري اعمال نظر داشته و مهر اعتبار خود را بر محصولات خلق شده الصاق ميكند.
از طرفي شركتهايي نيز وجود دارند كه حمل و نقل زميني و هوايي را با ايجاد بستهبنديهاي مناسب آسان مينمايند. همچنين شركتهاي خصوصي پست كه گردشگران بتوانند با خيال آسوده خريدشان را بدون آنكه خود حمل كنند، در شهر اقامتي خود در زمان معين، سالم و تضمين شده دريافت كرده و ديگر نگران حجم بزرگ و سنگيني وزن محصولات نباشند. در داخل اين شهرك كتابخانههاي تخصصي و مراكز پژوهشي هنرهاي سنتي و صنايع دستي در نظر گرفته شده باشد تا علاوه بر خلق و فروش آثار، محصولات پژوهشي و انتشاراتي را نيز در بر بگيرد. بنابراين گردشگران نه تنها با محصول و مراحل ساخت آن آشنا ميشوند بلكه ميتوانند به تاريخچه و حكمت و زيباييشناسي آن و جايگاه آن در سنت و فرهنگ اين مرز و بوم نيز آشنايي يابند. اين شهرك داراي چند سالن كنفرانس و آمفي تئاتر است تا بتوانند ميزبان دائمي همايشهاي مرتبط با موضوع هنرهاي سنتي و صنايع دستي باشد. از طرفي همة سازمانهاي ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري 30 استان، به علاوه ديگر ارگانها و نهادهاي غير دولتي مرتبط و همچنين آژانسهاي مسافرتي و گردشگري براي تبليغات و معرفي فرهنگها، سنن و هنرهاي منطقه خود، در اين شهرك داراي غرفة خاص باشند.
از سويي ديگر اين شهرك براي نمايشهاي سنتي و ميداني نيز چند ميدانچه كوچك دارد تا هنرمندان در ميان گردشگران آزادانه به هنرنماييهاي نمايشي خود بپردازند. اين شهرك علاوه بر تمامي اينها بايد داراي كلية امكانات زيرساختي جذب گردشگر، خصوصأ گردشگر خارجي باشد، به همين منظور بايد چند هتل با سبك و سياق سنتي اما كاملأ مدرن و با امكانات رفاهي با درجات كيفي از عالي تا متوسط، براي ايجاد امكان انتخاب گردشگران داشته باشد.
شعب بانكهاي مختلف و صرافيها نيز با پايانههاي POS به خدمترساني امور مالي و تبديل ارز و امور مرتبط با كارتهاي اعتباري بين المللي در جاي جاي اين شهرك قراردارند.
به تعبيري ديگرگردشگري كه براي چند روز اقامت وارد اين شهرك ميشود هيچ نيازي به خروج از آن پيدا نميكند مگر اينكه خود تصميم به خروج از شهرك بگيرد.
روياي داشتن اين شهركها زياد دور از ذهن نيست. سياستهاي سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري بر ساخت اينگونه شهركها و مناطق هنري سنتي و صنايع دستي انگشت هدف را نشانه رفته و در چشمانداز اهداف درازمدت اين سازمان، اين مسئله ترسيم شده است. از طرف سازمان، معاونت صنايع دستي و پژوهشكده هنرهاي سنتي هر دو مأمور شدهاند تا موضوع را به جد دنبال كنند. لازم به ذكر است كه هم اكنون سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري با شركت شهركهاي صنعتي تفاهمنامههايي را در اين رابطه به امضا رسانيدهاند.
از طرفي در همين ابتداي امر استانهاي قم، همدان و فارس براي راهاندازي و احداث اين گونه شهركها اعلام آمادگي كرده و استانداران اين استانها متعهد به واگذاري زمين مورد نياز اين طرح شدهاند. از طرف معاونت صنايع دستي نيز كارگروهي با عنوان كارگروه نواحي و شهركهاي صنايع دستي آغاز به كار كرده است تا بتواند به شدت پيگير تفاهمنامههاي امضا شده در ميان سازمان و شركت شهركهاي صنعتي باشد.
بايد بدانيم كه ساخت اين شهركها به معناي حذف كارگاههاي درون شهري نيست و به عنوان مكمل آنها عمل ميكنند. كارگاههاي شهري هويت فرهنگي تاريخي بافت قديمي شهر هستند و قطعأ هيچ ارگان شهري در پي بيهويت جلوه دادن شهر خود نيست. سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري نيز نه تنها به دنبال حذف هويتها نيست بلكه مأموريت دارد تا به كالبد بيروح شهرهاي امروزي جان تازه بخشيده و هويت از دست رفته را با همان قدرت قديم به وي بازگرداند.
نتايج حاصله:
نتايج حاصله از اجراي اين طرح به طور اختصار به ترتيب زير ميباشند:
1.اشتغالزايي
2.فقرزدايي
3.جذب و جلب بيشتر گردشگر
4.افزايش ميزان ماندگاري گردشگران در شهر
5.رونق در چرخه ساخت و خلق صنايع دستي و هنرهاي سنتي
6.حفظ و اشاعة هنرهاي سنتي و صنايع دستي رايج
7.احياي هنرهاي سنتي و صنايع دستي از ميان رفته و يا در حال اضمحلال
8.افزايش تعداد شاغلين به حرفههاي مرتبط با صنايع دستي و هنرهاي سنتي
9.تبليغات و معرفي بين المللي شهر و هنرهاي سنتي و صنايع دستي بومي و محلي
10.ايجاد بازارهاي تازه
11. ورود محصولات و آثار هنرهاي سنتي و صنايع دستي به زندگي مردم
12. آشنايي بيشتر مردم ايران با سنن، آداب، رسوم، فرهنگ، حكمت و ادبيات قديم سرزمين خود
13.آشنايي بيشتر گردشگران خارجي با فرهنگ اين مرز و بوم
14.دستيابي به رفاه نسبي بالاتر براي گردشگران و ساكنين شهر
15.رونق در اقتصاد شهري
16.جذب سرمايهگذاريهاي خصوصي و مشاركتهاي مردمي
17.حذف واسطهها
18.سالمسازي فضاي بازار
19.نظارت و كنترل دقيق بر ساخت و خلق آثار
20.شفافسازي قيمتها
21. ارتقاي سطح صادرات استاني و بين المللي صنايع دستي
22.ايجاد رقابت سالم
23.ايجاد مشاغل تازه و مرتبط با موضوع
24.ارتقاي سطح كيفي گردشگري منطقه
25.تجميع صنوف مختلف هنرهاي سنتي و صنايع دستي محلي
26.صرفهجويي در وقت و هزينههاي كاذب گردشگران
27.ارتقاي سطح رضايتمندي گردشگران داخلي و خارجي
28.فراهم شدن امكانات آموزشي هنرهاي سنتي و صنايع دستي در فضاي كارگاهي مناسب
29.اشتياق نسل جوان به فراگيري و ادامه هنرهاي سنتي و صنايع دستي محلي
30.بالارفتن سرانه استاني و از سهم درآمدهاي غيرنفتي.
پايان