مجموعه مقالات و گزارشهاي نهايي
اولين كنفرانس بين المللي گردشگري و صنايع دستي (۱۱)
چگونگي نوشتن برنامه بين المللي بازاريابي براي ترويج صنايع دستي در صنعت توريسم
ونسا بوچلي سنتيز
مشاوران بين المللي توريسم THR
بارسلونا، اسپانيا[1]
فهرست:
· شرايط موجود و شرايطي که ميخواهيم به آنها برسيم
· 5 گام براي رسيدن به شرايط دلخواه:
- ايجاد اهداف قابل اندازهگيري
- آشنا شدن با اهداف بازار مورد نظر ما
- سعي در به وجود آوردن محصولي جذاب و متقاعدکننده
- ايجاد يک استراتژي براي توزيع محصول
- بازاريابي، ترويج محصولاتمان
· پيشنهاد ما
· نتيجهگيري
خلاصه:
ما با بررسي و تجزيه و تحليل شرايط فروش محصول در حال حاضر، ضوابط / گامهايي را براي رسيدن به شرايط دلخواه در زمينههاي اقتصادي و فرهنگي ايجاد ميکنيم.
ما با تجديد نظر (بازبيني) در جريانات در حال وقوع؛ چه خوب و چه بد به اين نتيجه رسيديم که بايد استراتژيهاي بازاريابي را به گونهاي تغيير داد که بتوان از طريق صنايع دستي به فروش بالايي در صنعت توريسم دست يافت.
آناليز بازار که با پيشنهاداتي براي پيشرفت محصول، استراتژيهاي توزيع و عمليات کافي جهت بازاريابي همراه است، ابزار مهمي است براي راهنمايي شنوندگان تا بدانند که براي دستيابي به يک برنامه بازاريابي موفق بايد بر چه چيزهايي غلبه کنند.
ما همچنين ايجاد "سازمان جهاني صنايع دستي"[1] را پيشنهاد ميکنيم و وظايف، قوانين اوليه و مسئوليتهاي آن را توضيح خواهيم داد.
شرايط موجود و شرايط دلخواه:
آمار به دست آمده اخير (صفحه مسافرتي اروپا) نشان ميدهد که توريستها ميتوانند از 5 تا 15 درصد از کل بودجه مسافرتشان را صرف خريد صنايع دستي و سوغاتي کنند.
در عين حال ميدانيم که اين درصد به سختي به فرصتهاي درآمدزايي بيشماري که از دست ميروند، ميرسد (در بسياري از کشورها اين درصد با فرصتهاي درآمدزايي بيشماري که از دست ميروند به سختي به 5 درصد ميرسد) اين فرصتها نه تنها از دست رفته به حساب ميآيند بلکه در اکثر مواقع اين پول صرف خريد محصول نادرستي ميشود. يک کار دستي مبتذل و پيش پا افتاده که مسلما براي ميراث فرهنگي و پيشهوري آن کشور صدمه بزرگي محسوب ميشود. اين وضعيت ناگوار نتيجه ترکيب حقايق زير است که ما با مثالهاي حقيقي به شما نشان خواهيم داد:
· ارايه ضعيف محصول
· اطلاعات و دانش ضعيف و ناچيز
· عدم کفايت طرحهاي محصول
· فقدان بازاريابي
· موقعيت غير رقابتي
· بازارها مملو از محصولات قلابي و کم کيفيت هستند (ساخت کشورهايي که محصولات ارزان توليد ميکنند)
· و غيره
تجربه يک روز تعطيل خوب، هنگامي است که با امکان يک خريد خوب همراه باشد.
تجارب: توانايي تشخيص کالاهاي دلخواه – که نشاندهنده ميراث و فرهنگ آن کشور هستند- اين که بدانيم آنها را کجا بيابيم و بنابراين هنگامي که در حال خريد هستيم از دقايقمان لذت ببريم. به عنوان يک تجربه خوشحالکننده عامل ديگري خواهد بود براي رقابت کشورمان در عرصههاي بين المللي.
کالاي با ارزش و با مفهومي که در کشورمان خريده شود، بهترين و ارزانترين روش بازاريابي در کشور است. اين محصول مورد علاقه قرار خواهد گرفت و مردم در هر جاي دنيا آن را در خانههايشان در معرض ديد قرار خواهند داد و بدون شک موضوع گفتگويي خواهد شد بين خانواده و دوستاني که آنها نيز تشويق ميشوند که آن کشور را خود نيز ببينند. صنايع دستي از سفيران هر کشور به شمار ميآيد.
فرهنگي:
بيشتر شدن منزلت و اعتبار ميراث فرهنگي آن کشور، پيشهوري، بيشتر محبوب شدن محصولات و انتقال سنتها و دانستن چگونگي آنها.
مالي:
بنا بر آنچه گفته شد انعکاسات مالي سريعي به وجود ميآيند که عبارتند از:
1. کيفيت بالاتر = قيمتهاي بالاتر = فروش بالاتر
2. شناخت بهتر = ورود افزايش يافته به بازار = فروش افزايش يافته
3. تمام موارد بالا = ايجاد مشاغل بيشتر = افزايش دارايي
پنج گام براي رسيدن به شرايط مطلوب:
ايجاد هدفهاي قابل اندازهگيري:
با توجه به اطلاعات بازاريابي موجود، اهدافي ايجاد کنيد که واقعي و قابل اندازهگيري باشند.
"ميزان بودجهاي که صرف صنايع دستي ميشود را به 10% بودجه مسافرت افزايش دهيد."
"فروش X دلار براي صنايع دستي"
جمعآوري اطلاعات به ما کمک ميکند تا نتيجه خود را با نتيجه ديگر کشورها محک بزنيم (ميتوانيد توصيههاي يونسکو را که در سال 2002 فراهم آمده، پيگيري کنيد) اين محکزني باعث ميشود درک بهتري در انتخاب هدفهايتان پيدا کنيد.
توسعه خط توليدي جذاب:
دليلي که ما را به اينجا کشانده اين است که همه ما حداقل يک چيز مشترک داريم و آن هم صنايع دستي کشورمان است. اکثر صنايع از زمانهاي دور به ما ميرسند و گذشتهها را بيان ميکنند، آنها ميراث فرهنگي قوي و تمدن ما را در بر دارند و ما بايد در نظر داشته باشيم که آنها به آينده مالي و توسعه فرهنگي کشورمان متصل هستند.
کشورها، نواحي و شهرها در ايجاد تنوع در نمادنگاريها[2] و قراردادن شکلي خاص براي صنايع دستي قابل عرضه موفق بودهاند. نمادنگاري قوي باعث ميشود که محصول آن کشور به راحتي در سطح جهاني قابل شناسايي باشد. در ضمير ناخودآگاه افراد جاي گيرد، به طوري که به محض ديدن ياد آن کشور بيفتند. براي مثال نمونهاي از چند محصول موفق را در زير آوردهايم (به جز مواد غذايي):
مراكش: فرش، هداياي چرمي
اتريش: Lodels
تايلند: ابريشم
هاوايي: اسفنجهاي دريايي
مکزيک: پارچه، سفال
هلند: آسيابهاي بادي
هند: جواهر، پارچه
استراليا: بومرنگ
بالي: مبل، سارونگ (نوعي دامن که زنان و مردان اندونزي ميپوشند)
ونيز: شيشه مورانو
روسيه: عروسکهاي روسي
مايورکا (جزيرهاي در غرب درياي مديترانه): Ensaimadas
كشورهايي كه فاقد چنين نمادهايي هستند يا احتياج به بهبود آن دارند بايد براي شروع تعدادي سمبل كه به محصول و ميراث آنها مرتبط است را انتخاب و از پرمعناترين و مهمترين آنها يك ليست تهيه كنند. اين ليست بايد:
· توان انتقال فرهنگ آن كشور را داشته باشد
· معتبر باشد
· زيبا باشد
· قابل حمل باشد
· جذاب باشد
· مرتبط باشد
· منحصر به فرد باشد (تكراري نباشد)
· قابل استفاده و كاربردي باشد
روند مشخص كردن سمبل كه نياز به دقت زيادي دارد بايد با مشورت اين افراد انجام پذيرد:
· اجازه دولت محلي
· هنرمندان
· دانشگاهها
· طراحان
· محققان
· صنعتگران
· فروشندگان
· تاريخنويسان هنر
هر طرح هر چه بيشتر بتواند رضايت تعداد بيشتري از افراد مذكور را جلب كند، طرح مناسبتري خواهد بود. از همه مهمتر اين كه اين نمادها يا كالاها بايد به تنهايي حرفي براي گفتن داشته باشد. محرك اصلي ما هنگام خريد يك شيئ تناسب كوچكي با انگيزههاي تعريف ناپذير درونيمان دارد (يعني پيوندي حسي «اين نشاندهنده من است، علايق من، پيچيدگيهاي من، سبك زندگي من و غيره»). در واقع اين معناي شخصي و دروني يا تجربه آن محصول است كه تعريف ميكند مشتري چه چيزهايي ميخرد.
پي. ال. پيرس اين قضيه را اين گونه تاييد ميكند: "فهم چگونگي ايجاد انگيزه براي سفر اكنون رو به افزايش است بدين گونه كه بدانيم چگونه به نيازهاي روانشناسي فردي و طرز زندگي مربوط است؛ انگيزههاي ذاتي مثل ميل واقعيتبخشي به خود، جزو نيازهاي مهم است".
پيشنهاد ميشود زماني كه فهرست موضوعات آماده شد تعدادي طراح به كار گرفته شود. نقطه نظر آنها ميتواند سازنده باشد و اطلاعات مثبتي در جهت بهبود كالا با توجه به احتياجات و علايق مشتريان ارايه كند. اين همكاري ميتواند نتيجه شگفتآوري داشته باشد و فرصتهاي جديدي را در روشهاي توليد ايجاد كند و در عين حال راههايي را براي خلاقيتهاي جديد پيش روي شما بگذارد. به اين مرحله بايد به چشم دري به سوي امكانات جديد نگاه كنيد.
با اين كه هدف اصلي ما حفظ اعتبار محصول است اما همچنين مهم است كه محصول ضمن رعايت اولويتهاي مشتري، نياز بازار را نيز در نظر بگيرد و كالايي ارايه دهد كه با اين نياز برابر باشد.
مزاياي طرح خوب:
· در حد انتظارات بازار است
· در حد استانداردهاي بين المللي است
· براي محصولات مشخصههاي توليد فراهم ميكند
· اعتبار كالا را ميافزايد
· گرايشات جديد براي محصولات حاضر عرضه ميكند
طرحهايي كه از اين مرحله بيرون ميآيند بايد براي تمام سازندگان قابل دسترسي باشند و آنها را به توليد محصولات جذابتر و به كارگيري اين ايدههاي جديد تشويق كنند. و كساني كه اين طرحها را نميپذيرند به زودي خواهند فهميد كه از ميزان فروششان كاسته شده و با گستردهتر شدن بازار توليدات جديد و مورد پسند قرار گرفتن آنها، رقابت در بازار آنان كمتر ميشود.
چند بار پيش آمده كه يك گلدان زيبا ديدهايم، اما به دليل شكنندگي قابل حمل نبوده؟ يا قهوه گواتمالايي كه ميتوانست هديهاي عالي باشد اگر در اندازه كوچكتر و قيمت ارزانتر ارايه ميشد، يا لباسي با طرح چاپ آفريقايي كه خيلي دوست داشتيم اما شكل يا برش خوبي نداشت و...؟ بسياري از اين موارد و ايرادها با يك تحقيق كوچك در بازار و مشاركت طراحان به راحتي بر طرف ميشوند.
اعتبار صنايع دستي تنها به سنتي بودن آنان مربوط نميشود. يك محصول اگر در روند مدرنسازي از كيفيت بالايي برخوردار باشد، باز مورد پذيرش بازار خواهد بود؛ حال اعتبار آن داراي دو وجه است: از يك سنت مناسب و شناخته شده آمده و داراي يك طرح مناسب است. صنعت شيشهسازي مورانو در ونيز يك نمونه موفق است. اين صنعت قديمي با گذشتهاي سنتي توانسته است خودش را با دنياي امروز وفق دهد و همچنان در حال پيشرفت است. منشا اين هنر به پيش از هزاره اول باز ميگردد و همچنان پرقدرت ثبات مالي خود را حفظ كرده و با همكاري تيزهوشانه طراحان و توليد آثار معاصر پسند به طور جهاني شناخته شده است.
به نظر ما چنين فرصتهايي قابل دسترس هستند و تقريبا در هر حوزهاي بازدهي دارند: اجناس چرمي، پارچه، سراميك، پردههاي منقوش، سنگهاي قيمتي و غيره؛ مثل فرش كاشان به شكل مدور يا پارچه سريلانكايي با برش مد روز.
هماهنگسازي طرحها با دوران مدرن در طراحي پارچه اتفاق افتاده است. به طوري كه دانش و فنون گذشته با استعداد طراحان جوان و ديد ابتكاري آنها تركيب شده تا پارچه با تغيير تصاوير و نقشها به كالايي كاربردي تبديل شود. چنين جرياني در مورد كارخانه توليد كاشي سراميك ايتاليايي "بيسازا" نيز صدق ميكند.
جنبههاي كليدي ديگر در توسعه محصول عبارتند از: نام گذاري، برچسب زدن و بستهبندي.
نام گذاري: آيا نام گذاري بايد متناسب با محصول باشد؟ در مورد اين موضوع بعدا بحث خواهيم كرد.
برچسب[3] زدن: محصولاتي كه بر اساس فهرستي از ظوابط از پيش تعريف شده دولتي توليد ميشوند، بايد داراي يك پروانه يا گواهي دولتي باشند كه به نام برچسب شناخته ميشود. اين برچسب مورد تاييد رسمي دولت قرار ميگيرد تا ضمانت مجوز كالا و زنجيره توليد اخلاقي براي گردشگران باشد. بروشورهايي براي آشنا كردن گردشگران با موجوديت اين برچسبها و فوايد خريد محصولاتي كه داراي اين تاييديه باشند، در مراكزي مثل فرودگاهها، هواپيماها، هتلها و مراكز اطلاعرساني توزيع ميشود. اين كه گردشگران خريد اين كالاها را ترجيح ميدهند و ديگر كالاهاي كيفيت پائين با توليد انبوه بازارشان را از دست خواهند داد و به اين نتيجه خواهند رسيد كه يا بايد بازار را ترك كنند و يا سعي در استفاده از برچسبها بنمايند، قابل تضمين است. برچسبها از اهميت روانشناسانه نيز برخوردارند چرا كه از مرحله خريد تا مصرف نوعي احساس امنيت در مخاطب ايجاد مينمايند.
بسته بندي: باز هم با اتكا بر طراحان و محققان بازار ميتوان دانش و اطلاعات كافي درباره بستهبنديهاي جذاب و البته با قيمت پائين به دست آورد. بستهبندي رفتاري بصري است، نوعي لذت ذاتي. براي مثال كشور هند تلاشي قابل ستايش در طراحي لوگويي تحت عنوان "هند شگفتانگيز" انجام داده، طرحي با رنگهاي روشن كه به زيبايي فرهنگ رنگارنگ شبه قاره را به تصوير ميكشد.
شرايط نامطلوب: ارزيابي موضوعات يا موقعيتهايي كه به چهره حقيقي كشور لطمه ميزنند و پرهيز از آنها:
· آنهايي كه تحت شرايط مغاير با مسائل حقوق بشر توليد ميشوند (توليد توسط كودكان، توليد با حقوق بسيار اندك، ...)
· آنهايي كه چهرهاي غير اخلاقي از كشور نمايش ميدهند (اموري مربوط به گردشگري جنسي)
· آنهايي كه ناخوشايند هستند (به طور تحت اللفظي: تكيلا با كيفيت پايين در مكزيكو بستهبندي ميشود)
· آنهايي كه باعث اشتباه يا سوء تفاهم ميشوند (اجناس تقلبي در خارج توليد ميشوند)
· آنهايي كه با فرهنگ كشور تناقض دارند (كلاههاي لبه پهن مكزيكي در بارسلونا فروخته ميشوند)
· آنهايي كه ارزش صنعتگري محلي را پائين ميآورند
در اينجا ما سه تا شش نمونه موفق و ناموفق را با تصاوير گويا مرور خواهيم كرد.
درك بازار هدفمند
براي اين كه بدانيم چه محصولي براي گردشگران كشورمان جذاب خواهد بود، ابتدا بايد زمان و تلاشي را براي فهميدن آنچه آنها دوست دارند و آنچه دوست ندارند، صرف كنيم. تنها مطالعه دقيق اين اطلاعات هنگام طراحي محصول، بستهبندي، ارايه و ... به ما كمك خواهد كرد تصميم درست را اتخاذ كنيم. در ابتدا توضيحاتي كلي درباره جامعه دايم التغيير و تمايلات جديدي كه در صنعت توريسم به كار ميروند، لازم به نظر ميآيد: در نتيجه حركت قرن بيستم به سوي توليد انبوه و اطمينان از يكساني محصولات، واضح است كه مشتريان بيشتر به دنبال محصولاتي هستند كه به مراتب شخصيتر و منحصر به فردتر باشند. اين بدين معنا است كه صنايع دستي بايد در جستجوي كميابي و يگانگي باشند. (پس مسلما ما خواهان تحقيق براي رسيدن به فروش بالا هستيم (افزايش ميدان فروش) كه خود باعث كمتر شدن يكتايي محصول ميشود. پس از اين كه درباره محصول، جايگاه و ترويج آن بحث نموديم، به ادامه اين مبحث باز خواهيم گشت).
خواستهها و نيازهاي گردشگران طي دو دهه اخير تغييراتي پيدا كرده است. اين روزها ديگر ما به دنبال محصول نميگرديم (مثلا هتلهاي زيبا) بلكه به دنبال تجربيات هستيم (مثلا جاهايي كه از آنها تجربيات خاطرهانگيز داريم). در جامعه پست مدرن ما كه از كمبود هويت فردي رنج ميبرد، اعتبار (سنديت) به شدت مورد نياز است. اين موضوع به اضافه رفاه اقتصادي در حد وسيع احتياجات را به اجرا تغيير داده، همان طور كه در هرم هيجاني ترسيم شده، از اصطلاحات و بيان ماترياليستي (مادهگرايانه) گرفته تا مرحله پيچيدهتر.
پيشرفت ارزشهاي اقتصادي تكامل تدريجي جامعه
|
تجارب |
|
جامعه حساس |
|
خدمات |
20 سال |
جامعه اطلاعاتي |
|
توليدات |
150 سال |
جامعه صنعتي |
|
مواد اوليه |
100،000 سال |
جامعه كشاورزي |
|
جامعه رويايي ------------- جامعه اطلاعاتي | ||
|
احساسات |
|
تكنولوژي |
|
داستانها |
|
عقلگرايي |
|
ارزشها |
|
مصلحتگرايي |
|
آسايش معنوي |
|
آسايش جسمي |
|
هوش احساسي |
|
هوش منطقي |
براي اطمينان از صحت راهكارها در جامعه در حال تغييرمان، قاعده كلي ما در اينجا، شيوه اتصال ما با قوانين مختلف بازاريابي بر اساس مفهوم اعتبار و تجربه ميباشد. اين دو مفهوم خود به خود به موضوع كيفيت مربوط ميشوند. كه بايد آن را به عنوان بهترين سرمايهگذاري طولاني مدت كه قادر است كشورهايمان را به خود مشغول دارد، بپذيريم.
مطالعه بازار هدفمند بايد جوابگوي پرسشهاي زير باشد:
o دورنماي جمعيت شناسي / روان شناسي بازارمان (جنسيت، درآمد، شغل، تحصيلات، چرخه زندگي خانوادگي، ناحيه جغرافيايي، سبك زندگي، گرايشات، مشخصههاي خريد و غيره)
o ويژگيهاي گردشگران:
1. نيازها / منافع / جستجو شده توسط بازار
2. موقعيتيابي محصول (ارزيابي درك مشتريان از محصول با توجه به توليدات در ساير كشورها)
3. گرايشات (ارزيابي وضعيت بازار خريد)
o فرآيند خريد:
1. چگونه بازار هدفمند خريد را انجام ميدهد؟ (كجا، چه مقطعي از سفر، نقدي، با كارت اعتباري و غيره)
2. مرحله اتخاذ تصميم شامل چيست؟ (هرم هيجاني را به خاطر آوريد، بستهبندي و نامگذاري تا چه حد اهميت دارند؟...)
3. چه منابعي براي اطلاعات در دست است؟ (برچسب، ضمانت حقوق بشر، ضمانت تقلبي نبودن و...)
4. زمانبندي خريد چيست؟ (انگيزه در برابر تصميمگيري)
o چه كسي خريد ميكند؟
1. آيا شخص مصرفكننده ميخرد يا طرف ديگري مسئول اين عمل است؟ (مثل والديني كه براي فرزندشان خريد ميكنند)
2. چه چيز يا چه كسي خريد را تحت تاثير قرار ميدهد؟
o گردشگر چقدر نسبت به قيمت حساس است؟
1. آيا براي بودجهاش برنامهريزي ميكند؟ بيشترين بهايي كه براي يك كالا پرداخته، چيست؟ آيا قيمت يك انگيزه است؟
o اندازه بازار را تخمين بزنيد: (بهتر است بر اساس برآوردهاي ابتدايي پيشنهاد شده در كنفرانسهاي اخير UNESCO باشد)
1. در حد ظرفيت و پتانسيل بازار، اندازهها را تخمين بزنيد.
2. بزرگترين بازار در حد امكان چيست؟
3. درصد رشد آينده را تخمين بزنيد.
ايجاد استراتژي توزيع
چند قانون طلايي براي يادآوري به هنگام انتخاب استراتژي براي يك محصول:
· ايمن
· واضح
· قابل دسترس
· جذاب
· معتبر
استراتژيهاي توزيع داراي دو مجرا هستند: مستقيم و غيرمستقيم، كه در روش غير مستقيم هزينهها، به علت وجود واسطه و پرداخت كارمزد، بيشتر است.
مجاري مستقيم:
· فروشگاهها
· كارگاهها، كارخانهها
· انبارها
· صفحات اينترنتي: بين المللي، WTO، منطقهاي، يونسكو، اتحاديههاي بين المللي كالا، وب سايتهاي ساخت و توليد و غيره
مجاري غير مستقيم:
· موزهها
· فرودگاهها
· هتلها
· بازارهاي خصوصي (ميتوانند فروش مستقيم نيز داشته باشند)
· كشتيهاي تفريحي
· وب سايتهاي مشهور (توليدكنندگان، توزيعكنندگان و غيره)
هزينههاي توزيع:
· آيا بايد استراتژي توزيع را تحت فشار قرار دهند؟
· آيا ميتوان با واسطهها مشورت نمود؟
فروش صنايع دستي در اندازههاي بزرگ نيازمند حمل از طريق شركتهاي حمل و نقل قابل اطمينان (فدكس، DHL) ميباشد. بسياري مواقع فروش كالاها به دليل اختلال در انتقال از دست ميروند؛ ارايه راه حلي براي مشكلات اندازهاي به طور خودكار ميزان فروش را افزايش خواهد داد.
بازاريابي، ترويج مصنوعاتمان
چرا همه جهان همبرگر پارما يا پنير پارمسان ايتاليايي را ميشناسند؟ ولي نام گوشت جابوگو يا پنير مانچگوي اسپانيا به گوش تعداد كمي از مردم رسيده است؟ در اين مورد دلايل اقتصادي و اجتماعي خاصي وجود دارد اما عمدهترين آنها بازاريابي بين المللي استراتژيك و پايدار ايتاليا در حوزه مواد غذايي است. با اين حال گاهي اوقات چيزي پيشبيني نشده مثل امضا يك فرد مشهور ميتواند جلب توجه جهاني داشته باشد. (مثل سفرهاي خانواده موناكو به كروواسي كه در رسانههاي عمومي چهره بين المللي براي اين كشور به وجود آورد). شيوههاي تبليغاتي همچنين ميتوانند تاثير بسياري بر درك عمومي يك كشور نسبت به محصولاتش بگذارد: مدسازي، گلدوزيهاي زيباي گواتمالايي، سارونگهاي زيباي هندي و جواهرات نقره مكزيكي را به خانههاي ما آورده است.
لازم است به ياد داشته باشيم كه قصد ما انتقال مفهوم اعتبار است؛ بنابراين هنگام انتخاب يك استراتژي بايد به اين موضوع فكر كنيم. راههاي بيشمار تاثيرگذاري بر توسعه صنايع تحت دستهبندي زير قرار ميگيرند:
· تبليغات
كانالها:
1. در نشريات مسافرتي (Travel & Leisure، Conde Nast، Viajar، Grandi Viaggi و غيره)
2. در نشريات آژانسهاي مسافرتي و تورها
3. راهنماهاي سفر
4. مجلههاي هواپيمايي
عناوين:
1. به عنوان بخشي از اهداف يك سفر
2. كيفيت محصول و يكتايي آن
3. برچسب كشور
هر نوع تبليغاتي بايد از لحاظ بصري جذاب باشد، اعتبار و بار فرهنگي يك كشور را منتقل كند و انعكاسي از اصل موضوع (روح كالا) باشد. بايد توسط يك سازمان حرفهاي كارشناسي تهيه شده و با حساسيتهاي كشور مورد نظر همخواني داشته باشد.
· توسعه فروش
صفحات اينترنتي يونسكو و WTO برگزيدهاي از بهترين صنايع دستي جهان را به نمايش گذاردهاند (به ترتيب كشور و نوع جنس)
· روابط عمومي
1. از طريق سفارتخانهها، سازمانهاي مختلف، سخنرانان، افراد مشهور، دانش پژوهان و غيره
2. برقراري و حفظ ارتباط مستمر با روزنامه نگاران و نويسندگان امر گردشگري
3. استفاده از راهنماهاي سفر پرفروش در فروشگاههاي بزرگ خارجي. بيشتر گردشگران يك راهنماي سفر ميخرند و بر اساس پيشنهادات آن عمل ميكنند (اين كه چه چيز بخرند و از كجا)
· تجارب شخصي
1. روش بسيار قدرتمند و كم هزينه براي ترويج محصولاتمان اين است كه گردشگر تجربيات و خاطرات سفر را از دهان گردشگر قبلي بشنود. به نوعي استفاده از تاثير حرف ديگران.
2. مقالات مسافرتي كه روزنامهنگاران در آن تجارب شخصيشان را يادداشت ميكنند، اين نوع تقسيم خاطرات معمولا بسيار پرفروش است.
در كل بايد از بازاريابي مستقيم پرهيز كرد. گردشگران در زندگي روزمرهشان به اندازه كافي با بازاريابيهاي مختلف سر و كار دارند. همه ما از بمباران پيوسته اطلاعات در رنجيم و آرزو داريم براي به دست آوردن تجربهاي موفق در سفر، خود آنچه ميخواهيم را انتخاب كنيم و راهها به صورت شرطي پيش پايمان قرار نگيرند. ما دنبال غناي فرهنگي و رواني هستيم و نبايد براي رسيدن به آن احساس زير نظر بودن داشته باشيم. براي مثال يك روش زيركانه ديگر ميتواند ايجاد سازماني براي كارگاههاي آموزشي گردشي فرهنگي باشد (همان گونه كه در موناروي ونيز انجام شده). خلق رويدادها يا سفرهايي كه جذابيتي فرهنگي دارند و به خريد منتهي ميشوند، اما بايد مراقب بود كه اين فعاليتها به «تله گردشگري» تبديل نشوند.
در اينجا ما تعدادي نمونه قابل توجه از تبليغات خوب را مرور خواهيم كرد.
توصيه ما
ما ايجاد «سازمان جهاني صنايع دستي» و نقش و خدمات آن را بر صنايع دستي بررسي خواهيم كرد.
نتيجهگيري
توسعه و اجراي برنامه بازاريابي مزاياي بسياري دارد كه به افزايش فروش صنايع دستي به گردشگران ميانجامد. بايد به خاطر داشته باشيم كه گردشگران مشتاقند خريد كنند، آنها دوست دارند چيزهايي را با خود ببرند كه يادآور تجارب و خاطرات آنها در طول سفرشان باشد. هر تغييري كه در جهت بهبود محصولاتمان، ظاهرشان، بستهبندي آنها و غيره ايجاد كنيم، هر چقدر جزيي، به سرعت انگيزه خريد را بالا ميبرد. ما در مورد اهميت اعتبار، عرضه محصولاتي كه نشانگر ميراث فرهنگي و تجارب بسيار آن كشور است، صحبت كرديم. و ميخواهيم يك بار ديگر بر اهميت و ارزش همكاري با طراحاني كه پژوهشي واقعبينانه نسبت به بازار ارايه ميكنند، تاكيد كنيم. به همراه محصولي جذاب و زيبا كه البته بستهبندي نيز در اين ميان كمك خواهد كرد.
[1] “How to write a National Marketing Plan for the Promotion of Handicrafts in Tourism”, Ms. Vanesa Buchli Senties, Senior Consultant, THR Spain