تبليغاتX
هنرهاي سنتي و صنايع دستي - مقاله
هنرهاي سنتي و صنايع دستي در حوزه فرهنگي ايران زمين

مجموعه مقالات و گزارش­هاي نهايي

اولين كنفرانس بين المللي گردشگري و صنايع دستي (۸)

صنايع دستي و جهانگردي: مشكلات و چشم­اندازها

ايندراسن ونكاتاچلوم

رييس بخش هنرها، صنايع دستي و طراحي يونسكو

Keynote Presentation: “Crafts and Tourism: Problems and Prospects”, Mr. Indrasen Vencatachellum, Chief Section for Arts, Crafts and Design, UNESCO

"جهانگردي مثل آتش است، مي­تواند غذايت را بپزد يا خانه­ات را آتش بزند." (رابين فاكس)

مقدمه

در دسامبر 1976[1] در واشنگتن، نخستين سمينار تاثيرات اجتماعي و فرهنگي توريسم در كشورهاي ميزبان توسط انجمن بين المللي بانك جهاني – يونسكو براي سياستگذاران برگزار شد. از آن تاريخ، صنعت جهانگردي با نرخ قابل توجهي توسعه يافت و اين در حالي بود كه اهميت بعد فرهنگي اين توسعه نيز افزايش مي­يافت. در كنار تغيير مسير از "توريسم انبوه"[2] به توريسم فرهنگي يا اكوتوريسم، ما شاهد رشد حمايت از ميراث فرهنگي غير فيزيكي و محافظت از تنوع فرهنگي بوديم كه در 2 كنوانسيون بين المللي[3] اخيرشرح داده شد.

در آغاز قرن 21، صنعت جهانگردي، به عنوان بزرگترين صنعت جهان تلقي مي­شد حال آن كه صنايع خلاقانه­اي چون صنايع دستي و طراحي سريع­ترين رشد را داشت. ابتكار عملي كه سازمان جهاني گردشگري براي برگزاري اولين كنفرانس بين المللي جهانگردي و صنايع دستي نشان داد، عملي مقتضي و با اميد هموار كردن راه براي مبادلات صريح و واقع­بينانه بين اين دو بخش كليد توسعه است.

اين مبادلات پيش از اين غالبا به شيوه­اي ساده و متناقض بررسي مي­شد. سهم مكرر جهانگردي در زوال و انحطاط صنايع دستي، به طور اغراق­شده­اي نشان داده مي­شود. حتي اگر توليد نادري چون "هنر فرودگاهي"[4] با توجه به نياز جهانگردان به وجودآمده باشد بايد به اين اشاره شود كه فرم­هاي سنتي اين هنر را همراهي كند نه اين كه لزوما چنين توسعه­اي به زوال انجامد.

جهانگردان معمولا از محصولات محلي براي سوغاتي يا براي خودشان جهت تجديد خاطره از مكان­هايي كه ديده­اند خريداري مي­كنند و كمتر به ارزش زيبايي شناسي و كاربردي بودن آنها توجه دارند. هرچند حمايت رسمي از كيفيت خوب اثر دستي برخاسته از يك سنت محلي مي­تواند اطمينان دهد كه اين محصول ارتباط نزديكي با صنايع سنتي آن محل دارد.

به علاوه بحث در مورد صنايع دستي و جهانگردي نبايد تنها منحصر به اشيايي شود كه جهانگردان براي بردن مي­خرند بلكه موقعيت­هاي بسياري هم براي مصرف اين توليدات در مكان­هاي محلي يا هتل­ها، رستوران­ها و گردشگاه­هايي كه جهانگردان بازديد مي­كنند وجود دارد.

فراهم كردن راحتي توريست، يك تدبير حفاظتي است، صنايع دستي به اتاق­هاي جهانگردان جلوه­اي غير معمول و دكوراتيو مي­دهند. با ساخت وسايلي دست­ساز كه سازگار با شيوه زندگي محلي و سنت­هاي آن باشد مي­توان فضايي براي آموزش به توريست و برانگيختن حس احترام او به فرهنگ آن منطقه خلق كرد. و در نهايت، محصولات صنايع دستي همواره و در اصل به منظور استفاده به وجود آمده­اند: ظروف پخت و پز، سيني­ها، قاليچه و يا پتوها همگي موارد مصرف دارند.

به جاي بحث بي­پايان اثرات مثبت و منفي توريسم، پيشنهاد من اين است كه به بررسي تاثيرات عميق­تر ارتباطات بين سياست­هاي توسعه صنايع دستي و پديده توريسم كه ضروري­تر و مفيدتر است بپردازيم.

بعد از ارايه مختصر چند روند آتي و حال حاضر اين روابط، به تجربياتي در ارتقاي صنايع دستي براي جهانگردان اشاره مي­كنم كه مي­تواند به عنوان نمونه يا الگو مد نظر قرار گيرد. و در آخر اقدامات ابتكاري يونسكو در ارتباط با جمع­آوري داده­ها و اعطاي مدرك كه مي­تواند در استراتژي ملي توسعه صنايع دستي و توريسم سهيم باشد را ذكر خواهم كرد.

 گرايشات مطلوب براي جهانگردي و صنايع دستي

انگيزه­هاي جديد براي جهانگردان

بر طبق تحقيقات انجام شده توسط سازمان جهاني جهانگردي، دو گرايش مشخص بر بازار جهانگردي دهه آينده حاكم است:

·        بازاريابي انبوه جاي خود را به بازاريابي تك به تك مي­دهد به اين معنا كه سفر بايد مناسب با علايق فرد متقاضي باشد.

·        عده زيادي از بازديدكنندگان در حال تبديل شدن به مسافران جالب و ويژه­اي هستند كه به هنر، ميراث و فعاليت­هاي فرهنگي به عنوان يكي از پنج دليل اصلي سفر خود امتياز مي­دهند.

تركيب اين دو گرايش با همراهي تكنولوژي از طريق افزايش سريع خدمات و ابزارهاي شبكه­اي (آن لاين)، مسافران را قادر مي­سازد تا بتوانند راحت­تر مسير خود را انتخاب و جزييات سفرشان را بر پايه علايقشان تنظيم كنند. در حال حاضر شهروندان جوامع با تكنولوژي برتر "High Tech" نااميدانه در جستجوي تماس با افرادي هستند كه با اين فرم جديد تماس برتر "High Touch" كه همان جهانگردي فرهنگي است، بتوانند رضايت آنها را جلب كنند.

اين گرايشات نشان­دهنده تغيير جهت مشخص در انگيزه­هاي جهانگردان است، به اين معنا كه جهانگردي از اصطلاح "3S"[5] به "3E"[6] تغيير كرده است. امروزه گردشگري عامل قدرتمندي براي اختلاط مردم و دانش دوجانبه است همچنان كه در گذشته تجارت، تبادلات فرهنگي را ميسر مي­ساخت.

از زماني كه WTO "فصل توريسم اخلاقي" را در 1999 تصويب كرد، نظريه "سفرهاي پاك" به طور گسترده­اي مورد پذيرش قرار گرفت كه براي نمونه مي­توان به ساحل عاج، بوركينا فاسو و يا دلتاي گنگ در هند اشاره كرد. راهنماهاي جهانگردان به عنوان واسطه بين دو فرهنگ بيش از پيش به سهولت كار كمك مي­كنند. در اينجا مي­توان از اتحاديه "جهانگردي براي توسعه"[7] ياد كرد كه توسط كشتي­داري مصري راه­اندازي شد، بدين ترتيب كه براي هر مبادله با نشان TFD، افراد حرفه­اي توريسم مي­بايست بخشي از سود خود (1% قيمت اقامت شبانه) را براي توسعه پروژه­هايي نظير چاه­هاي ساختماني در ماداگاسكار، نصب پمپ­هاي هيدروليك در پرو و مبارزه با سوء تغذيه در موريتاني اختصاص مي­دادند.

اكوتوريسم و توريسم فرهنگي تمايل ديگري به فرهنگ­هاي مردم ديگر را پايه­ريزي مي­كند. اين پديده بازار بسيار جالبي پيدا كرده است و بر طبق WTO، تا سال 2010 سالانه با نرخ 15% به صورت جهاني رشد مي­كند. اين كه جهانگردي چشم­اندازها را تغيير مي­دهد و به مقدار زياد از طريق طبيعت به عنوان فرهنگ مادي (مانند بناها و مناطق تاريخي) و از طريق ظهور معنوي ميراث فرهنگي (هنر، كارهاي اجرايي و صنايع دستي) كشور بازديد شده انگيزه مي­گيرد، بارها و بارها ذكر شده است. چكيده تمايلات جهانگردان اكوتوريسم و توريسم فرهنگي در زير جمع­آوري شده­اند:

·       آنها مايلند تجربيات فرهنگي و غير فرهنگي را با هم تركيب كنند.

·       آنها مايلند تجربيات آموزشي را جستجو كنند.

·       آنها در پي درك و حس گرفتن از مردم و مكان­ها هستند.

در مورد ارتباط اين گرايش جديد براي توليدكنندگان صنايع دستي، جالب است كه در اينجا به نتيجه مستقيم جهاني شدن اشاره­اي كنيم: از آنجا كه امروزه تمام انواع صنايع دستي در همه فروشگاه­ها قابل دسترسي است، جهانگردان به دنبال نمونه­هايي اصيل و معتبر و با منشا همان محل مي­باشند. از اين رو لازم است تمايز بيشتري بين آنچه كه جهانگردان به عنوان هديه (تي شرت، ليوان­هاي قهوه­خوري، جاكليدي) مي­خرند كه فاقد اعتبار كافي است و آنچه به عنوان يادبود مي­خرند كه مي­تواند بارها و بارها خاطره آن سفر را برايشان زنده كند، قايل شويم. تنها، مردم سازنده صنايع دستي مناسب توليد چنين يادبودهايي هستند اما بايد توسط يك سياست ارتقاي ملي صنايع دستي حمايت شوند.

 افزايش آگاهي از نقش صنايع دستي

توسعه پايدار و فقر زدايي

همگام با بسط و گسترش صنعت جهانگردي، ما شاهد افزايش روز افزون آگاهي در مورد نقش بخش صنايع دستي در توسعه پايدار و مقابله با فقر هستيم. استفاده از منابع قابل تجديد محلي و تكنيك­هايي كه نسل اندر نسل منتقل شده­اند سبب ارزش افزوده و عنصر تمايز در ساخته­هاي دست­ساز مي­شود. به تدريج بعد فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي صنايع دستي توسط مقامات، سازمان­هاي كمك­كننده و منابع سرمايه­اي شناخته مي­شود. از همين رو، ما طي سال­ها از طريق يونسكو افزايش شمار تقاضاهاي اعضاي منطقه­اي و حركت آنها به سمت توسعه بخش صنايع دستي را مشاهده كرده­ايم.

در نگرش جديد ديگر در جهت توسعه، نگراني بيشتر در مورد محيط زيست و نياز به تنوع فرهنگي، در ميان عوامل جهاني شرح­دهنده اين تكامل هستند. علايمي مبني بر اين كه آگاهي از تاثير صنايع دستي در حال افزايش است و اين بخش از وضعيت­هاي متناقض ذاتي فرآيند جهاني شدن سود مي­برد، توسط جان نيس بيت، پيشگوي مد آمريكايي در كتابش با عنوان "پارادوكس جهاني" شرح داده شده است.

من خيلي مختصر به اين كه چطور دو نمونه از اين حالات متناقض واقعا در مورد صنايع دستي صدق مي­كند، اشاره مي­كنم:

·   "هر چه اقتصاد جهان بزرگتر شود، كوچكترين گردانندگان آن قوي­تر مي­شوند": نقش رو به رشد سرمايه­گذاران تجارت­هاي محلي و شركت­هاي كوچك بر بازار جهاني حكم مي­رانند. ما ديده­ايم كه چگونه آژانس­هاي سرمايه و شركت­هاي توسعه­يافته چون بانك جهاني امروز به اين قانع شده­اند كه "كوچك زيبا است" و در توسعه جهان بهاي روز افزوني به موسسات صنايع دستي داده مي­شود.

·   "گزينه­هاي بيشتر، قوت تشخيص بيشتر": هرچه دنيا را در هم تنيده­تر كنيم، تجربيات متفاوت­تري خواهيم داشت. اين امر جايگاه امن بازار را بي­اعتبار مي­كند. واژه "Glocalization" از تلاقي پديده اقتصاد جهاني[8] با محلي شدن توليد[9] شكل گرفته است. در حقيقت، بازار جهاني فرصت بي­نظيري را براي حمايت از محصولات معتبر محلي با استفاده از مواد طبيعي و پايدار پيشنهاد مي­كند. بخش صنايع دستي در بهترين وضعيت براي پاسخ دادن به اين نيازها و ضروريات است.

اگر چه اين ظهور درخشان، دو قيد و شرط قوي را هم با خود فرا مي­خواند، نخست اين كه، ما آگاهي نسبت به قدرت و پتانسيل اين بخش را تحسين مي­كنيم اما به طور كلي اين، راهي براي تعيين سياست­هاي اصلاحي خوب جهت توسعه صنايع دستي نيست. شاغلان صنايع دستي هنوز از فقدان حمايتي در خور چه به جهت ارتقاي مهارت­ها و به روز كردن توليدات و چه به جهت بهبود و محافظت از آثارشان در مضيقه هستند و اين تا اندازه زيادي به نبود اطلاعات مستقيم و تاثيرات القا شده بخش صنايع دستي بر اقتصاد ملي باز مي­گردد كه فروش مستقيم به جهانگردان ناميده مي­شود. دوم اين كه، صنعت جهانگردي و بخش صنايع دستي هر دو موازي با هم به توسعه خود ادامه مي­دهند و ما مي­دانيم كه دو خط موازي هرگز به هم نمي­رسند! كه اين امر را مي­توان به عدم همكاري بين وزارتخانه­ها / نهادهاي ذي ربط صنايع دستي و جهانگردي نسبت داد.

بنابراين، نياز مبرمي به گسترش ارتباط با توضيح دادن مثال اتصال خطوط عمودي و افقي بين اين دو بخش چه به لحاظ كيفي و چه كمي وجود دارد.

 آزمايش­هاي كيفي در ترغيب صنايع دستي براي جهانگردان

آزمايش­هاي بديعي كه در سطح جهان به منظور توسعه كيفي صنايع دستي انجام شده نادر است و يا اين كه به حد كافي شناخته نشده. مي­توان آنها را به 3 گروه اصلي طبقه­بندي كرد: جزئيات صنايع دستي در سفر، صنعتگران مشغول كار و ميراث صنايع دستي.

·   جزئيات صنايع دستي در سفر: ساختمان جهانگردي پورتو ريكو نقشه­هايي را در اختيار تمام بازديدكنندگان قرار مي­دهد كه آنها را دعوت به تعقيب «مسيرهاي صنايع دستي» مي­كند و در عين حال محصولات قابل دستيابي در هر ايستگاه را معرفي كرده است. همچنين در طرف ديگر اين نقشه­ها، نام و آدرس كامل افراد سازنده مربوط به هر گروه صنايع دستي (از آلات موسيقي تا كارهاي دستي دريايي) آورده شده است. به طور مشابه اما در مقياس كاري وسيع­تر، راهنماي توريسم روستايي، به گردشگران اين امكان را مي­دهد كه انواع فرم­هاي صنايع دستي در ناحيه Salamanca (اسپانيا) را كشف كنند. اين دو نمونه به خوبي نشان مي­دهد كه به واسطه پخش و اشاعه اطلاعات در بين جهانگردان چگونه مي­توان آنها را به صنايع دستي ترغيب كرد.

·   هنرمندان مشغول كار: يك ايده جالب براي گسترش ارتباط ميان صنايع دستي و گردشگران فرهنگي، "موزه­هاي اقتصادي"[10] هستند كه از 1997 در كِبِك كانادا آغاز به كار كردند. كارگاه­هاي صنعتگران، هسته مركزي اين ايده هستند كه توسط نظام­هايي براي توضيح توليد اثر همراهي مي­شوند. اين مكان­ها براي توضيح به بازديدكنندگان در تمام سنين هم از نظر تكنيكي و هم مراحل توليد طراحي شده­اند و از اين رو آنان را قادر مي­سازند تا محصول سنتي را با ديدگاه معاصر مقايسه كنند. فروش محصولات در اين مكان­ها، موزه­هاي اقتصادي را به لحاظ مالي مستقل مي­كند و در عين حال به افراد بازديدكننده اين امكان را مي­دهد كه هم تجربه كسب كنند و هم محصولي به دست آورند. اين آزمايش در بين جهانگردان محبوبيت بسياري پيدا كرده و از سال 2000 انجمن­هاي محلي اقدام به حمايت از اين تجربه در خارج از كبك و به تدريج با گسترش شبكه اينترنتي Economuseums به خارج از كانادا نمودند. (به www.economusees.com نگاه كنيد)

·   ميراث صنايع دستي: تلاش­هاي شايان ذكري به منظور جلب گردشگران به مغازه­هاي موجود در موزه­ها صورت گرفته است، جايي كه هم آثار بدلي تاريخي و هم صنايع دستي مدرن را مي­توان خريداري كرد. براي مثال­هايي از اين دست مي­توان از موزه de Oro در بوگوتا، موزه هنرهاي مردمي در مكزيك و يا موزه ملي در بيروت لبنان نام برد. مورد آموزش و توليد كارگاه­هاي آموزشي Chantiers در كامبوج لايق اين است كه به عنوان مرجع در نظر گرفته شود زيرا نشان داده است كه صنايع دستي در فضاهاي تاريخي كه ويژه گردشگري هستند چگونه خواهان پيدا مي­كند. Chantiers درست در پس­زمينه مجتمع معبد باشكوه آنكور، به راهنمايان تور پيشنهاد مي­كند كه بازديدكنندگان را ابتدا از ميان سنگ­هاي كنده­كاري شده عبور داده و پس از آن به سطوح رنگي او برسند. در تور ديگري، گردشگران مي­توانند سطوح متنوع توليد منسوجات ابريشمي معروف كامبوج را مشاهده كنند. در 1998، يك كارگاه–استوديو در هتل بزرگ آنكور افتتاح شد كه امكان مبادله بين ميهمانان هتل و هنرمندان سازنده را فراهم ميكرد.

استمرار اين نوآوري­ها و بسياري ديگر در مناطق و كشورهاي مختلف بدون شك در پررنگ كردن ارتباطات سودمند دو جانبه بين صنايع دستي و جهانگردي سهم عمده­اي دارند. اگر چه براي اطمينان از حمايت مناسب بخش صنايع دستي، اين نوع تجربه­ها بايد حتماً توسط داده­هاي كمي پشتيباني شود.

 مرجع كمي براي تصميم­گيرندگان: شاخص صنايع دستي / جهانگردي يونسكو پيش­زمينه

نياز به جمع­آوري داده­ها براي اثبات اهميت اجتماعي و اقتصادي صنايع دستي غالبا بيان و در طول سال­ها تكرار شده است. اما يادآوري اين نكته باارزش است كه اين، اولين هدف "برنامه عملي ده ساله 1990 – 1999 براي توسعه صنايع دستي در جهان" بوده است. با وجود اين كه جمع­آوري ميزان مطلوب داده­ها رشد آرامي دارد اما هنوز هم اين هدف بسيار حياتي و مهم است.

گسترش جالب توجه اين موضوع در 1997، سمپوزيوم بين المللي UNESCO / ITC با عنوان "صنايع دستي و بازار بين المللي" (6 تا 8 اكتبر 1997، مانيل، فيليپين) رخ داد وقتي كه شركت­كنندگان بر اهميت ارقام آماري در نشان دادن ارتباط ويژه بين توسعه جهانگردي (محلي يا خارجي) و صنايع دستي، تاكيد كردند. اين سمپوزيوم، يونسكو را بر آن داشت تا پرسشنامه­اي مبني بر مخارجي كه توسط جهانگردان صرف صنايع دستي مي­شود تنظيم كند كه اين امر به دنبال خود اجازه حمايت در سطح ملي وسپس مقايسه­هاي تحليلي در سطح بين المللي را در پي داشت در ادامه اين اقدام و در سايه تكامل برنامه عملي ده ساله در 2001، يونسكو نوآوري­هاي زير را ارايه داده است:

·       انتشار پرسشنامه­اي تستي در 2001 در مورد "لزوم داده­ها در افزايش اهميت اقتصاد ملي ناشي از خريد صنايع دستي توسط جهانگردان" اين پرسشنامه مي­بايست ارقامي را با كمك وزارتخانه­ها / نهادهاي مربوط جمع­آوري كند كه عبارت بودند از: بخش­هاي مربوط به صنايع دستي، جهانگردي، تجارت، امور اقتصادي، امور اجتماعي و غيره.

·       سازماندهي كارگاهي بين المللي واقع در Fez (موراكو) در ژانويه 2002 در ارتباط با جمع­آوري داده­هاي "صنايع دستي و جهانگردي" شركت­كنندگان اين كارگاه از 5 منطقه جغرافيايي مختلف در مورد پرسشنامه استانداردي توافق كردند كه ميانگين مخارج روزانه هر توريست براي صنايع دستي را تعيين مي­كرد. مجموعه نتايج چنين تحقيقي به انتشار منظم جهاني شاخص صنايع دستي / جهانگردي يونسكو منجر شد.

·       درخواست از همه اعضا براي پر كردن پرسشنامه در 2002 تا 2003 در هنگام خروج جهانگردان از آن كشور به ويژه در فرودگاه­ها.

 نتايج اوليه

جواب­هاي دريافت شده كافي نبود (تنها 21 كشور از 189 كشور عضو پاسخ دادند) و اغلب ناقص بود. البته مي­توان نتيجه­گيري­هاي مفيدي از آن دريافت و درس­هايي براي برنامه­هاي آتي گرفت اما از حوزه صنايع دستي و جهانگردي بايد صرف نظر كرد. در ميان اين نتايج جالب توجه مي­توان روي سه مورد انگشت گذاشت:

1. درآمد فروش به جهانگردان برابر يا حتي بيشتر از درآمد حاصل از صادرات است: براي مثال صادرات صنايع دستي مالزي در سال 2000، 84 ميليون دلار آمريكا ارزش داشته در حالي كه مجموع فروش به جهانگردان خارجي 134 ميليون دلار تخمين زده شده بود.

2. هر دو تاثيرات مستقيم و غير مستقيم صنايع دستي بر اقتصاد ملي بايد در نظر گرفته شود (چيزي كه تا امروز به آن پرداخته نشده است). در پس ميزان فروش صنايع دستي و افراد درگير اين كار، اين عده را نيز بايد به حساب آورد:

الف ) همه كساني كه در تهيه مواد خام و تجهيزات لازم براي توليد دخالت دارند؛

ب ) همه آنهايي كه وظيفه حمل و نقل و انبارداري صنايع دستي را بر عهده مي­گيرند؛

ج ) همه كساني كه مسئوليت فروش اعم از عمده­فروشي يا خرده­فروشي را انجام مي­دهند. براي مثال در تايلند تنها بيش از 000/200 نفر مشغول خرده­فروشي صنايع دستي هستند كه درآمدي حدود 350 ميليون دلار ايجاد مي­كند.

3 0 ارقام جمع­آوري شده مي­تواند ابزار تصميم­گيري سازمان­دهنده­هاي صنايع دستي باشد:

اطلاعات ريز با جزئياتي در مورد مدت اقامت جهانگردان و تقسيم­بندي صنايع دستي با اولويت خريد توسط آنها به ما اين اجازه را مي­دهد كه (الف) آزمايش بهتري به عمل آوريم در مورد اين كه با صرف مخارجي مربوط به صنايع دستي چطور مي­توانيم جهانگردان را افزايش دهيم؛ (ب) بفهميم در كدام حوزه كاري بايد فعاليت كنيم تا از اين افزايش جهانگرد اطمينان حاصل شود (حوزه­هايي نظير به روز كردن توليد، بازاريابي، ارتقا و غيره). اگر بخواهيم گسترده­تر صحبت كنيم، بايد بگوييم كه آمار و ارقام جمع­آوري شده براي سياستگذاران، زماني كه براي سرمايه­گذاري اولويت را در نظر مي­گيرند بسيار حياتي است. ارقام انبوه تعداد صنايع دستي و درآمد كلي ناشي از خريداران جهانگرد و محلي به واقع مي­تواند انسان را تحت تاثير قرار دهد.

 حمايت از كيفيت صنايع دستي: نشان عالي يونسكو

به منظور اين كه هم كشورها و هم سازندگان صنايع دستي هر دو از پتانسيل بازاري كه توسط جهانگردي پيشنهاد مي­شود سود ببرند، سياستي منسجم براي حمايت از خلاقيت و نوآوري لازم است. چنين سياستي نگرش باز و يكپارچه­اي را در مؤلفه­هاي آموزشي، فعاليت­هاي تشويقي و تطبيق كالاهاي دستي با نيازهاي همواره در حال تغيير مشتريان به كار مي­گيرد. يكي از اثرات منفي جهاني شدن، تكثير و انتشار آثار دستي است كه در كشورهاي ديگر به طور انبوه و با مواد و مصالح ديگر توليد مي­شود. اين امر موجب تضعيف و خراب كردن تصوير كالاي اصلي شده ضمن اين كه فاقد هويت فرهنگي بوده و سبب افت قيمت مي­شود. بنابراين ناگزير بايد سيستم­هاي طراحي متمايزي به وجود آيد كه در آن ارزش صنايع دستي با منشاء جغرافيايي، اعتبار كالا و منحصر به فرد بودن آن پيوند بخورد.

در اين راستا، نشان عالي يونسكو اخيرا به منظور حمايت از تجارت­هاي كوچك صنايع دستي و افراد سازنده خلاق در سطح بازار جهاني، ترغيب نوآوري و آموزش و توسعه ارتباط ميان صنايع دستي و جهانگردي به وجود آمد. به دليل موفقيت اين طرح كه در سال 2001 براي كشورهاي آسيايي آغاز شد، در سال 2004 تا آسياي مركزي و جنوبي هم گسترش يافت. توسعه آن در مناطق ديگر جغرافيايي از 2006 آغاز به كار كرد. اين نشان، از نظر مكانيزم كنترل كيفيت و از نظر بازار، كيفيت محصولات دست­ساز، سنتي و كالاهاي خلاقانه مربوط به آن ناحيه را ضمانت مي­كند. بنابراين، اين نشان جايزه­اي براي برجسته­ترين كالا محسوب نمي­شود بلكه همانند يك مهر تاييد است كه گواهي مي­كند اين كالا با استانداردهاي بالاي كيفيتي و دقت نظر فرهنگي و سازگاري با محيط زيست توليد شده است. اين كالاها شش طبقه­بندي دارند: دكوراسيون داخلي، لباس، لوازم فرعي، زيورآلات، وسايل كادويي و اسباب بازي و بايد از مواد طبيعي نظير فيبر، چوب، فلز، سنگ و سراميك ساخته شده باشند. براي دريافت اين نشان، تنها كيفيت بالاي محصول كفايت نمي­كند بلكه مي­بايست تركيبي از مهارت­هاي سنتي با نوآوري در مصالح، فرم و در طرح آن وجود داشته باشد، به عبارت ديگر استمرار مهارت­هاي سنتي را از راه­هاي خلاقانه كه مناسب بازار دنياي حال حاضر باشد، مورد تشويق قرارمي­دهد.

هيئت كارشناسان بين المللي، هر ساله با شش معيار سفت و سخت كه در زير آمده به قضاوت طرح­هاي سنتي ارسالي مي­پردازند. تمام محصولات با نشان يونسكو بايد اين 6 مرحله را پشت سر بگذارند:

·    كيفيت عالي و استاندارد صنعتگري؛

·    تركيب خلاق و مؤثر مهارت­هاي سنتي و نوآوري در مواد، فرم و طرح؛

·    بيان­كننده هويت فرهنگي و داراي ارزش زيبايي شناختي سنت؛

·    احترام به محيط زيست در مواد و تكنيك­هاي توليد؛

·    پتانسيل عرضه در بازار توليدات صنايع دستي محلي و جهاني؛

·    مسئوليت اجتماعي: توليدكننده بايد تاييد كند كه هيچ قانوني را زير پا نگذاشته و هيچ فرد يا گروهي را در هيچ سطحي از توليد، ناعادلا نه به كار نگرفته است.

 نتيجه گيري

دفاع از اهميت فرهنگي و اجتماعي–اقتصادي صنايع دستي، مباحثات طولاني­تر و با ارقام و حقايق را مي­طلبد. جهانگردي با فرصت­ها و چالش­هاي خود زمينه ايده­آلي براي جلب توجه همه سهام­داران – محلي، منطقه اي، ملي و بين المللي – با لزوم حمايت از صنايع دستي به جهت منافع تمام انجمن­ها و افراد سازنده محسوب مي­شود. در حقيقت دليلي وجود ندارد كه توليدكنندگان به عنوان خدمت ادامه دهند و در آينده ذي نفع هم نباشند حال آنكه رشد چشمگير بخش جهانگردي به طور كلي و جهانگردي فرهنگي به طور خاص درحال پيشروي است.

سياست و برنامه يونسكو بر پايه دوقطب - سنت و مدرنيته – است و با نگرش جهاني به تاثير بخش صنايع دستي در توسعه ملي مي­نگرد. در واقع مهم و حياتي است كه اين دو نقش صنايع دستي را شناخته، ازآن محافظت كنيم وآن را ارتقا دهيم: يكي تاثير آميزش سنت قديم و خلاقيت مدرن، ديگري تاثير اقتصادي و فرهنگي-اجتماعي آن.

بياييد فراموش نكنيم كه سنت امروز، بدعت خوب ديروز بوده است. براي صنايع دستي كه با توجه به پديده جهانگردي، پتانسيل آنها پر شده است، ناگزير از نگرشي يكپارچه، قطعي و كامل هستيم. در حالي كه موسسات گوناگون دولتي و خصوصي، سازمان­ها و آژانس­هاي مربوط مي­توانند و بايد كه در فرآيند توسعه، مستقل عمل كنند، بسيار مهم است كه در فعاليت­هاي خود در مورد برنامه­هاي سازگار با تغيير نيازهاي يك دوره با هم در ارتباط باشند.


[1] نگاه كنيد به "توريسم: پاسپورت تا توسعه؟" اثر امانوئل دو كات، تحقيق مشترك بانك جهاني -يونسكو

[2] Mass Tourism

[3] "كنوانسيون محافظت از ميراث معنوي" ارائه توسط كنفرانس عمومي يونسكو در 2003 و "كنوانسيون حمايت از تنوع فرهنگي" در 2005

[4] Airport Art

[5] Sun, Sex and Sea

[6] Entertainment, Emotion and Education -  سرگرمي، هيجان و آموزش

[7] TFD

[8] Global Economy

[9] Localization of Production

[10] Economuseums

+ نوشته شده در  پنجشنبه 7 آذر1387ساعت 7:56  توسط ساسان قاسمي  |