هنرهاي سنتي و صنايع دستي در حوزه فرهنگي ايران زمين

مجموعه مقالات و گزارش­هاي نهايي

اولين كنفرانس بين المللي گردشگري و صنايع دستي (۷)

جهانگردي و صنايع دستي: نوگرايي و هويت در بازار جهاني

پروفسور نلسون گرابرن

دانشكده انسان شناسي – دانشگاه بركلي كاليفرنيا

ايالات متحده آمريكا[1]

معرفي: جذابيت صنايع دستي

به نظر مي­رسد گردشگري و صنايع دستي حركتي هم عرض دارند. گردشگري، يك سفر، يك ماجرا است كه انسان­ها چيزي خارج از تجربيات زندگي روزمره خود را در آن مي­جويند. از قبيل چيزهايي كه در تاريخ، ميراث فرهنگي، آرامش، آب و هوا، جغرافيا و ساير امور مي­توان جست. در لغت گردشگري معمولا فرصتي است براي مواجهه، تحسين و حتي خريد «تفاوت» كه متعلق به «ديگري» است. اما بيشتر گردشگران به تفاوتي علاقمند هستند كه به تمامي بيگانه نبوده و نشانه­هايي از آشنايي داشته باشند: ناآشنايي زياد گاه تجربه­اي منفي از برخورد با يك فرهنگ مي­سازد.

در زبان انگليسي لغت صنايع دستي از دو منظر به «تفاوت» اشاره دارد: 1) از منظر دست­ساز بودن در مقابل توليد ماشيني، استاندارد شدن، پلاستيك و غيره – كه نوستالژي «ابقاي گذشته» را برمي­انگيزد، يعني زماني كه همه چيز با دست ساخته مي­شد. 2) از منظر ساخته شدن به دست انسان­هايي كه به زعم گردشگران هنوز به شيوه گذشته زندگي مي­كنند و ابزار و وسايل مورد نياز زندگي­شان را خود مي­سازند. صنايع دستي از آن جهت براي مردمان جامعه مدرن جذاب است كه يادآور زندگي گذشتگان آنها است، كه شايد بارها و بارها از زبان پدرها و پدربزرگ­ها نقل شده و يا به سرگرمي­هايي مانند باغباني، سراميك­سازي (سفالگري)، ريسندگي، بافندگي و ساير پيشه­هاي اين چنين مربوط مي­شوند كه به نوعي تداعي­كننده آرامش و كار بدون فشار و اضطراب براي زندگي است.

قانونگذاران سازمان جهاني گردشگري براي كنفرانس ما بر دو مطلب تاكيد بسيار دارند: 1) نياز به صنايع دستي فرهنگي با كيفيت بالا كه 2) به عنوان هديه قابل خريد بوده و يادگاري از يك سفر به شمار آيد. اهداف كنفرانس در ترويج گردشگري به طور عام، در بطن آرماني بزرگتر يعني كاهش ميزان فقر و بهبود شرايط اقتصادي قرار مي­گيرد، موضوعاتي كه عميقا با توسعه گردشگري ارتباط مستقيم دارند.

نگهداري از صنايع دستي مرغوب و در دسترس بودن آنها براي فروش، نخستين گام براي برآورده كردن نيازهاي اقتصادي جمعيت توليدكننده بوده و هدف دوم كه همانا زنده نگهداشتن سنن بومي كه از نسلي به نسل ديگر رسيده است، مي­باشد نيز كم اهميت­تر از هدف اول به شمار نمي­آيد. بيشتر متون ارايه شده در اين كنفرانس به درستي به موضوعات افزايش كيفيت و اعتبار صنايع دستي و جلوگيري از ساخت نمونه­هاي بدلي در كشورهاي ديگر پرداخته است. بسياري از سخنرانان ما كارشناسان اين حوزه تخصصي مي­باشند كه تجربيات گسترده­اي در صنعت صنايع دستي و در رشته­هاي گوناگون بازاريابي و مشاوره و غيره دارند، همگي آنها با جزيي­ترين مسايل تكنولوژي توليد و طراحي و مديريت­هاي مالي و اقتصادي منابع، كارگران و بازار كار كاملا آشنا هستند.

موضوع مورد بحث من، موضوع كليدي اعتبار صنايع دستي، تاكيد بر نقطه نظر گردشگر و اين كه چگونه پيشينه تاريخي مي­تواند منظري خاص از اعتبار به وجود آورد را در بر مي­گيرد. سپس به سراغ آزمايش مضاميني كه در صنايع دستي قابل ديد يا فروش هستند خواهم رفت، بر جايگاه تاثيرگذاري نوع ارايه بر ديدگاه گردشگر و چگونگي استفاده از صنايع دستي بومي در ساختار خود اين مضمون كه به صنايع دستي حقيقي اعتبار مي­بخشد.

 صنايع دستي و اعتبار

از موضوعات مهم در سنجش صنايع دستي با كيفيت بالا، به واقع هر نوع ره­آورد سفري، مسئله اعتبار است. در دهه­هاي 60 و 70 ميلادي تحقيقات اوليه بر اهداف گردشگران، به شدت بر جستجو براي يافتن معناي عيني اعتبار تاكيد مي­كرد (مك كانل 1973، 1976)، مانند آنچه كه موزه­داران يا ديگر كارشناسان درباره «اصل» يا «بدل» به كار مي­برند (نسخه­اي كه به اشتباه اصل تلقي مي­شود). چنين داوري­هاي سخت و سريعي در زمينه مطالعات صنايع دستي و هنرهاي عامه كه اغلب توسط تاريخ­دانان هنر يا ساير صاحب­نظران ارايه شده، بر ارزش «سنت­گرايي» در مقابل تلفيق، تركيب و از بين بردن صنايع دستي تاكيد مي­کند. اين راهكار بر همان هنر و صنايع دستي سنتي اصلي دلالت دارند كه كاركرد روزانه يا آئيني دارند، در حال انقراض هستند و گاها با نسخه­هاي عيني كاربردي يا نمونه­هاي نوظهوري كه تا به حال ديده نشده تعويض شده­اند (گرابرن 1976).

 صنايع دستي گردشگران: منابع رسمي و مخاطبين منتخب

 سنتها و منابع زيبايي شناسي-قراردادي

اجتماع غالب

جديد/تركيبي

اجتماع اقليت

 

 

عامه­پسند

مثل: زئير، موزامبيك، جواهرات ناواجو

بازآفريني شده

مثل:Cuna molas، كاچيناهاي سرخپوستي

سنتي كابردي

مثل: لگا، مااري، ماراي، سفاگري سرخپوستي

جهان چهارم

مخاطب منتخب

هنر تلفيقي

مثل: نقاشي­هاي سرخپوستان سانتافي، آبرنگ­هاي ناماتجيرا، چاپ­هاي اسكيمويي

سوغات تازه ساز

مثل: سري، حكاكي­هاي ماكوند، Xalitile amale

هنر تجاري

مثل: چوب­نگاره­هاي مااوري، سپرهاي گينه نو

تمدن­هاي خارجي

 در اين جدول مشاهده مي­كنيم كه صنايع دستي اقليت، كه قوميت­ها مي­توانند هم براي مصرف خود و هم براي ارسال به خارج يا بازار گردشگري انتخاب كنند، و براي هر نوع آنها سه «منبع زيبايي­شناسانه» يا سنت­گرايانه جداگانه در نظر مي­گيرند.

صنايع دستي كه براي مخاطبان گردشگري انتخاب شده­اند:

1. طراحي شده بر حسب اشكال سنتي، نسخه­ها يا هنرهاي تجاري، مانند: چوب­نگاره­هاي مااوري، سپرهاي چوبي گينه نو، سفالگري بومي آمريكايي، قاليچه­هاي ناواجو.

2. نمونه­هاي تقليدي خارجي از اشكال سنتي، هنرهاي تلفيقي، مانند: نقاشي­هاي آبرنگ بومي استراليايي، نقاشي­هاي رنگ روغن و اكريليك سرخپوستان آمريكايي، برخي چاپ­هاي اينوييت.

3. صنايع دستي كه به لحاظ فرم زيبايي­شناسانه جديد و پيوندي هستند و رايج­ترين انواع محصولات گردشگري را تشكيل مي­دهند، شامل مجسمه­هاي استخواني ماكوند، مجسمه­هاي چوبي آكامبا، استخوان­نگاره­هاي بنين، فلزكاري­هاي سرخپوستان سري مكزيك يا چاپ­هاي پوست درختي زاليتلا، بيشتر مجسمه­ها و چاپ­هاي انوييت كانادا، قاليچه­ها و جواهرات نقره ناواجو، چوب­نگاره­هاي آينو ژاپن يا مجسمه­هاي كوچك تانوكي ژاپن، چاپ­هاي درختي بومي استراليا، ساعت­هاي كوكوي باوارياني، پرده­هاي قصه­سرايي پالائوان و غيره.

اگرچه ممكن است همه اينها ذاتا جذاب باشند، اما اين قضيه كه آنان براي مصرف گردشگران ساخته مي­شوند، آنها را در نظر برخي مجموعه­داران يا گردشگراني كه تنها به دنبال اشيا اصل و معتبري كه بوميان براي استفاده خود و نه لزوما گردشگران مي­سازند كم ارزش مي­كند، و دوباره با سه منبع ممكن زيبايي­شناسانه و قراردادي:

صنايع دستي براي مصرف بومي:

4. هنر و صنايع دستي سنتي كاربردي- نه المثني يا كپي- مانند اسباب و آلات حقيقي آييني، مثل ماسك­هاي رقص آفريقايي­ها يا سرخپوستان ساحل شمال غربي، ظروف مراسم چاي ژاپني و غيره.

5. هنر و صنايع دستي بازآفريني شده كه اشيايي تازه­ساز هستند و از فرهنگ بومي «حاشيه مرزي» نشات گرفته و توسط جوامع بومي متاخرتر مورد استفاده قرار مي­گيرند، شامل: پيراهن­هاي مولا كه از زماني كه مبلغان ديني بالاپوش را براي زنان اجباري كردند توسط كوناها در پاناما تهيه مي­شوند، يا عروسك­هاي كاچيناي سرخپوستان هوپي كه اولين بار در قرن نوزدهم به عنوان مدلي از خدايان كاچينا كه در رقص­هاي آييني ساليانه مورد استفاده قرار مي­گرفتند، ساخته شدند و تقليدي از تنديس­هاي چوبي قديسان در كليساهاي كاتوليك بالتو به شمار مي­آيند. هر دوي اين هنرهاي بازآفريني شده از نظر گردشگران و مجموعه­داران اصل و معتبر محسوب مي­شوند.

6. اسباب­بازي­ها و ساير صنايع دستي كه مستقيما توسط جامعه اقليت وارد شده­اند، كمتر اصل به حساب مي­آيند. كپي­هاي ميكي ماوس يا ديگر نمونه­هاي تجاري غربي تنها به عنوان ابزار سرگرمي كم ارزش تهيه مي­شوند.

چنان كه بعدها مي­بينيم، انواع مختلف صنايع دستي معمولا با مفاهيم مختلف ارايه شده و انواع مختلف گردشگران را جذب مي­کند. توجهات اخير به مسئله اعتبار نشان داده­اند كه شكل عيني اعتبار از نقطه نظر گردشگران مهمترين عامل خلق مفهوم به شمار نمي­آيد (كوهن 1988، وانگ 2000). اريك كوهن پيشنهاد كرده است كه اماكن گردشگري و صنايع دستي كه نخست تنها تجاري و بنابراين ساختگي يا بدل به نظر مي­آيند، مانند ديزني لند يا ميكي ماوس، در طول زمان ممكن است به عنوان اموري معتبر در ذهن بيشتر گردشگران نقش بندند، اگرچه كماكان تجاري باقي بمانند. نينگ وانگ به ما نشان مي­دهد كه مفهوم تجربه گردشگر مهمتر از اعتبار عيني مكان يا صنايع دستي است. كار او و آليس هورنر (1993) بيانگر اين نكته است كه چگونه ديدگاه فردي و جهاني كه گردشگر به يك مكان وارد مي­كند در تعريف او از اعتبار و بنابراين بر آنچه او مي­خرد و به خانه مي­برد موثر است. مثلا زني جوان كه از كامرون در آفريقاي غربي بازديد مي­كند، حتما «چنگ» آفريقايي را به عنوان سوغات انتخاب مي­کند بدون اين كه بداند آيا اين يك آلت موسيقي اصل بومي آن ناحيه هست يا نه، زيرا او خود يك موسيقيدان است و بيشتر تمايل دارد شيي مربوط به موسيقي را به دوستش در آمريكا هديه دهد. به كلام ديگر او چيزي را انتخاب مي­كند كه در دنياي خودش مفهوم بيشتري دارد تا آنچه از لحاظ «عيني» داراي مفهوم است.

گردشگران همچنين از طريق اطلاعاتي كه همراه با مصنوعات دستي ارايه مي­شوند، درباره اصليت و اعتبار آنها قضاوت مي­كنند. در بسياري موارد گردشگران با صنايع دستي بومي يا اشكال مختلف آن آشنا نيستند و آنها را خريداري نمي­كنند مگر اينكه اطلاعاتي درباره مكان ساخت يا كاربرد آنها بدانند. اگر اين اطلاعات آنها را متقاعد نمايد كه صنايع دستي مورد نظرشان توسط بوميان ساخته شده و استفاده مي­شود، گردشگران به خريد آنها ترغيب خواهند شد. در برخي موارد اطلاعات از خود هنرمندان گرفته شده كه يا در صورت داشتن زبان مشترك، خود داستان مربوط به هر يك را براي گردشگران مي­گويند، يا در قسمت زيرين هر شيي حك شده و يا به شكل برچسب بر روي آن نصب شده است. زماني كه صنايع دستي مستقيما از هنرمندان خريداري نمي­شوند، اطلاعات بايد از طريق واسطه منتقل شود – كه شايد چيزي درباره هنر نداند- اما رساننده پيام هنرمندان است، او همچنين ممكن است داستاني را بر اساس تجربيات خود نسبت به بازار و تقاضاي خريداران، ابداع کند (اشتينر 1990).

 مفهوم صنايع دستي

صنايع دستي چيزي بيش از سوغات است؛ آنها بخش پوياي دنياي امروز گردشگري به شمار مي­آيند. صنايع دستي كه كماكان توسط جامعه بومي مورد استفاده قرار مي­گيرند، مثل موسيقي فولكلور، رقص، معماري محلي يا البسه سنتي، همگي به منابع عيني و بديعي براي نمايش جوهره و طبيعت فرهنگ بومي به گردشگران بدل مي­شوند؛ توليد براي فروش، آنها را به سوغات­هايي تبديل مي­كند كه گردشگران از طريق آنها، جوهره و طبيعت فرهنگ بومي بازديد شده را به خانه و اجتماع و «آينده خويش» انتقال مي­دهند.

صنايع دستي و پذيرش آنها در جهاني گسترده­تر، حس هويت براي مردمان بومي ايجاد مي­كند كه «روي صحنه» مي­آيند و درباره جايگاه خود در جهان وارد مذاكره مي­شوند. وقتي صنايع دستي به درستي ارزشگذاري شده باشند، هويت بومي را تقويت كرده و افراد را به حمايت از سنت­ها، جاوداني ساختن ميراث فرهنگي و حفظ كيفيت توليداتشان تشويق مي­نمايند. زماني كه اهميت كافي به اين صنايع داده نشود، آنها به سمت كليشه­هاي بي­معنا، نمونه­هاي ارزان قيمت يا تقليدي حركت مي­كنند، از ديگر تاثيرات آن مي­توان به بي­ارزش نمودن فرهنگ مردم در چشم خود آنها، نارضايتي صنعت گردشگري و حتي خود مردم از نحوه زندگيشان اشاره كرد. اين مقاله با استفاده از نمونه­هاي انتخابي موفق، نشان مي­دهد كه صنايع دستي به عنوان منابعي براي امرار معاش اموري مهم­تر از سوغات­ها به شمار مي­آيند؛ آنها تجلي پوياي فرهنگ بومي و منطقه­اي هستند و به عنوان خط انتقال پيام فرهنگي بين ميزبان و ميهمان عمل مي­كنند.

مالي لي انسان شناس در تحليل خود از گردشگري متاخر آلاسكايي و خريد صنايع دستي بومي به عنوان سوغات (1991 و 1999)، سه سطح متمايز گردشگر-خريدار را معين مي­کند، كه هر كدام با نوع مشخصي از مكان براي ارايه و خريد اشيا در ارتباط هستند، و اين سوغات­ها مجددا به سه گونه مجزا تقسيم مي­شوند. عمده­ترين عامل شناسايي اين سطوح، نوع اعتباري است كه هر يك وعده كرده­اند:

الف) گردشگران تفريحي: اشياي ساده، ارزان قيمت، دست­ساز كه با آلاسكا و بوميان آن ارتباط داشته، حتي اگر تازه­ساز باشند. آنها از فروشندگان محلي آلاسكايي كه نزديك به كشتي­هاي تفريحي يا خيابان­هاي محل تردد گردشگران كار مي­كنند، خريداري شده­اند. اين روزها برخي مصنوعات دستي حقيقتا توسط بوميان ساخته نمي­شوند، بلكه با توليد انبوه از ساير مناطق وارد شده­اند. اين سوغات­هاي وارداتي غير بومي كمتر توسط سازندگان يا بوميان به طور مستقيم فروش مي­روند، بلكه معمولا در فروشگاه­هاي مدرني كه اغلب توسط خارجيان و نزديك به اماكن گردشگري است يافت مي­شوند، مثلا روي كشتي­هاي تفريحي، مراكز خريد بزرگ يا فروشگاه­هاي زنجيره­اي.

ارايه محصولات گردشگري به صورت درهم در قفسه­ها بيانگر بي­سليقگي است و كساني را كه به اعتبار محصول اهميت مي­دهند، جلب نمي­كند. فروشندگان از اين قضيه استفاده كرده و اغلب گردشگر- خريدار را با ذكر اين نكته كه اشيا «حقيقي» يا ارزشمند يا حتي «اجناس غير قانوني» در اتاق پشتي پنهانند، به دام انداخته و از آنان براي ديدن يا خريد اين اشيا پول بيشتري طلب مي­كنند. اين نحوه ارايه محصول آن چيزي است كه مك كانل، پس از گافمن، در تحقيق خود به نام «اعتبار به نمايش درآمده» آن را «پشت صحنه دروغ» مي­نامد (1973، 1976).

ب) گردشگران مجموعه­دار: اين قبيل گردشگران مطلع احتمالا كتاب­هايي در زمينه صنايع دستي سنتي در موزه­ها خوانده­اند. برخي از آنان داراي مجموعه­هايي هستند يا مجموعه­داران را مي­شناسند. آنها خواهان خريد اشيا از آلاسكايي­هاي بومي، كه اغلب اجناسشان را در روستاهايشان نمايش مي­دهند، يا از فروشندگان خبره­اي كه اجناس را از خود سازندگان تهيه مي­كنند، هستند.

ج) شهروندان خارجي (مقيم): شهروندان خارجي كه براي مدت طولاني در جايي اقامت مي­كنند، مثل مربيان مدرسه يا كارمندان امور دولتي، به يك معنا گردشگر محسوب مي­شوند چرا كه آنها نهايتا به خانه و كشور خويش باز مي­گردند، و صنايع دستي را به عنوان سوغات يا يادبود مكاني كه موقتا در آن زندگي كرده­اند، با خود مي­برند. اين گردشگر-مجموعه­داران اين توفيق را دارند كه مورد استفاده صنايع دستي را در زندگي روزمره يا در آيين­هاي منطقه مزبور به چشم ببينند، و به واسطه ارتباط نزديك با بوميان آلاسكا امكان خريد ساده­تر براي آنها وجود دارد. بعضي مواقع اين شهروندان از دانش و فرصت­هاي خود سود برده و با خريد اجناس ارزان­تر آنها را «خارج از منطقه» يا در كشور خود دوباره مي­فروشند.

 ارايه صنايع دستي

عامل مهم ديگر در نحوه ارايه صنايع دستي مي­تواند مطابقت سبك و آرايش اماكن نمايش و فروش آنها باشد. متاسفانه بيشتر بناهاي گردشگري در سراسر جهان، شكلي كلي و عموميت يافته از «مدرن شدگي» را نشان مي­دهند كه هيچ ارتباطي با سبك زيبايي­شناسي بومي ندارد. صنايع دستي كه در اين فضا، چه هتل يا مركز خريد ارايه مي­شوند، به شكلي نامتجانس بي­مكان هستند و يا حداقل مكاني با سليقه مرتبط با معماري و سبك آرايشي كه نشان­دهنده آن ناحيه و فرهنگ مردم بومي آن باشد، ندارد. براي مثال زماني كه من از شرم الشيخ، مكاني در مصر در نزديكي خليج عقبه بازديد مي­كردم، دريافتم كه تقريبا همه هتل­ها و بناهاي گردشگري از معماري مدرني بهره گرفته­اند كه شايد در كاليفرنياي جنوبي، هاوايي يا بريسبين استراليا ديده شود. تنها يك هتل به نام سوفيتل، از سبك مصري در معماري خود استفاده كرده و طرح­ها و مصنوعات دستي بومي در درب­هاي چوبي زيبا، ديوارها و پنجره­هايش ديده مي­شوند. صنايع دستي بومي مصري در هتل سوفيتل بيش از هر جاي ديگري معتبر و «در جايگاه خود» به نظر مي­رسند. حتي در جايي مثل يك روستا كه صنايع دستي در آن ساخته مي­شوند، كم و بيش مي­توان جايي مناسب براي نمايش و فروش اين مصنوعات اختصاص داد. براي مثال در در دهكده­هاي متعلق به قوم ميائو در ناحيه رودخانه بالا در استان گوئيژوي شرقي، فرشندگان و نمايش­دهندگان، با معماري و وضعيت ظاهري اماكن عمومي همگام و همگي سنتي هستند= گردشگران را به باور اين نكته ترغيب مي­كنند كه هنرهاي دستي اين ناحيه همگي سنتي و اصل هستند. اگرچه در دهكده­اي متعلق به قوم پويي در ناحيه سينگ يي در استان گوئيژوي غربي، تهاجم ساختمان­هاي شهري چيني، مثل رستوران­ها و فروشگاه­ها، دقيقا در مركز دهكده به سيماي بي­عيب و نقص سنتي آن صدمه زده است. بنابراين حتي اگر غذايي مناسب خوردن باشد، فرد شك مي­كند كه صنايع دستي آن منطقه همگي وارداتي يا كارخانه­اي نيستند.

حتي زماني كه بناي گردشگري از مكان اصلي­اش دورتر باشد، عامل مطابقت بين معماري و صنايع دستي امري مهم به شمار مي­آيد. اين مثال در رابطه با غذا به خوبي روشن مي­شود، آشپزي يكي از در دسترس­ترين و مصرفي­ترين محصولات دست­ساز است: بدين معنا كه همه افراد در سراسر جهان انتظار دارند كه سبك آشپزي اروپايي را در مكاني با وسايل غذاخوري و حتي ميز و صندلي و تزئينات ديواري رستوران­هاي اروپايي ببينند. در مقياس وسيع­تر، مشخص­ترين نمونه آنچه ژاپني­ها «گايكوكو مارا» به معناي «روستاهاي خارجي» مي­نامند، پارك جهان كوچك در نزديكي ناگويا است كه از 31 مدل روستاهاي خارجي تشكيل شده و هم به عنوان موزه انسان­شناسي و هم مكاني جالب توجه براي گردشگري كاربرد دارد. فضاي دست­ساز دقيق ساختمان­ها، باغ­ها، رستوران­ها و مغازه­ها پيشينه مناسبي به گردشگران ژاپني ارايه مي­كند كه غذا و البسه مختلف را ببينند و توليدات صنايع دستي ساير كشورها را خريداري نمايند.

 نتيجه گيري

در اين مقاله بيش از اين نمي­خواهم بر بحث اشكال صنايع دستي تاكيد كنم. اين كاملا واضح است كه صنايع دستي براي گردشگران بايد قابل حمل باشد، يا به گفته برخي «اندازه چمداني» داشته باشد. پارچه­ها و البسه به خصوص مناسب­تر هستند زيرا مي­توان آنها را به راحتي تا كرد، سپس دوباره آويخت و نشان داد. صنايع دستي گردشگران همچنين بايد بادوام باشد، تا در هنگام حمل و نقل آسيبي نبيند. گردشگران نگران خريد اشيايي مثل زيورآلات يا مجسمه­ها هستند كه به ظاهر شكننده مي­آيند يا داراي ترك هستند، حتي اگر ذاتا كاملا محكم باشند. اگر شيي خريداري شده در مسير نقل و انتقال بشكند، بي­شباهت به خريد در محل زندگي شخصي، گردشگر قادر به بازگشت به مكان خريد و تعويض آن نيست. غذا، نوشيدني و ساير مواد آلي بيشتر مشكل آفرينند زيرا حمل آنها آسان نيست؛ ممكن است بريزند، يا فاسد شوند يا ساير مواد همجوار خود را آلوده کنند. و در بسياري از ولايات و ايالات گردشگري از ترس امراض و بيماري­هاي مسري و يا حتي ايجاد رقابت با تهيه­كنندگان غذاهاي بومي، اجازه نمي­دهند غذا و مواد آلي به منطقه­شان وارد شود.

يك برنامه موفق براي فروش صنايع دستي به گردشگران بايد داراي عوامل زير باشد:

1. انتظار، درك و تقاضاي گردشگران از اعتبار محصولات

2. اطلاعاتي كه بايد اشيا را همراهي كند تا خريداران را نسبت به اعتبار محصولات، ويژگي­ها و بي­ضرري و بادوامي آنها مطمئن کند.

3. وضعيت ظاهري مكان و افرادي كه دست اندر كار فروش صنايع دستي هستند، نبايد با انتظاراتي كه از سبك فرهنگي اشيا مي­رود، متناقض باشد؛ ترجيحا كل فضا با هنر و سبك بومي همخواني داشته و محصولات بومي اصل و باارزش در آن ارايه شود.

[1] “Tourism and Handicrafts: Modernity and Identity in the Global Marketplace”, Mr. Nelson Graburn, Professor, University of California, Berkeley

+ نوشته شده در  سه شنبه 5 آذر1387ساعت 7:50  توسط ساسان قاسمي  |