تبليغاتX
هنرهاي سنتي و صنايع دستي - مقاله
هنرهاي سنتي و صنايع دستي در حوزه فرهنگي ايران زمين

مجموعه مقالات و گزارش­هاي نهايي

اولين كنفرانس بين المللي گردشگري و صنايع دستي (۵)

گردشگري به عنوان سازمان­دهنده­اي براي صنايع دستي: فوايد و مضرات

پروفسور باب مك كرچر

مدرسه مديريت هتل و گردشگري

دانشگاه پلي تكنيك هنگ كنگ[1]

چكيده

اين مقاله چشم­انداز وسيعي درباره صنايع دستي و گردشگري ارايه مي­نمايد. اين نوشته به چهار بخش تقسيم مي­شود: چرا مردم صنايع دستي خريداري مي­كنند؟ جوهره صنايع دستي چيست؟ چه منافعي براي جوامع بومي دارد؟ و چه مقولاتي مي­تواند باعث كمرنگ شدن اين منافع شود؟ اين مقاله شامل مجموعه راهكارهايي است كه دولت­ها در راستاي پرورش صنايع دستي/گردشگري مي­توانند انجام دهند.

 معرفي

از اين كه از من به عنوان سخنران اين كنفرانس مهم درباره صنايع دستي و گردشگري دعوت نموده­ايد سپاسگذارم. از من درخواست شده چشم­انداز وسيعي در جهت فراهم نمودن بستري براي فعاليت­هاي چند روز آينده كنفرانس ارايه نمايم. مايلم مقولاتي را، اعم از مثبت و منفي مطرح كنم كه اميدوارم بحث برانگيز باشد. بدون شك صنايع دستي بخش مهمي از گردشگري به شمار مي­آيد. اما هنوز تحقيقات اندكي درباره اين فعاليت خلاق به عمل آمده است. بيشتر آنچه در اين زمينه به نگارش درآمده اساسي يكسان داشته و تكرار كليشه­هاي قديمي درباره برخوردهاي مثبت و منفي صنعت گردشگري با اجتماعات ميزبان است، شامل اين كه چگونه گردشگري از بوميان بهره­برداري كرده و فرهنگ­ها را براي دستيابي به خواسته­هاي خود حقير مي­نمايد.

اين مجال در جستجوي راهي براي گذار از اين كليشه­ها و پرداختن به ديگر مقولات مي­باشد. اين مبحث به چهار قسمت تقسيم مي­شود:

1. چرا گردشگران صنايع دستي خريداري مي­كنند؟

2. جوهره صنايع دستي

3. منافع آن براي جوامع بومي

4. مواردي كه باعث كمرنگ شدن اين منافع مي­شود

 چرا مردم صنايع دستي مي­خرند؟

پيش از بحث درباره اين كه صنايع دستي چيست، مهم است بدانيم كه صنايع دستي چه چيز را به گردشگران ارايه مي­كند. چرا مردم آنها را مي­خرند؟ مانند هر محصولي، خريد صنايع دستي قسمتي از نيازها، خواسته­ها و اميال انسان را ارضا مي­كند. اما بي­شباهت به ديگر انواع محصولات گردشگري، صنايع دستي نقشي بيشتر شخصي را در تجربه خريد گردشگر ايفا مي­كند (مارويك 2001)، خاطرات دراز مدت را زنده نگه داشته و با يك مكان خاص ارتباط مي­يابد. به همين دليل ارزشي بيش از ساير محصولات دارد. صنايع دستي يكي از اندك مواردي است كه اعتبار فرهنگ بومي را در مقطعي جهاني بازتاب مي­دهد. تجربه گردشگري به سرعت در حال منطقي و استاندارد شدن است. پايگاه­هاي گردشگري تقريبا در هر كجاي دنيا تجربه­اي شبيه به هم ارايه مي­كند و تنها تفاوت در مهر پاسپورت است! تجربيات شخصي بسياري از گردشگران نيز به يكديگر شباهت دارد. به عنوان فردي كه در زمينه گردشگري فرهنگي مطالعه دارد از دعوت شدن به يك مراسم رقص فرهنگي خوشحال نمي­شوم، چرا كه در ابتدا همه آنها جالب به نظر مي­آيند اما پس از مدتي همگي شبيه به هم مي­شوند. غذا خوردن، خريد و محصولات گردشگري نيز همين طورند. انگار بيشتر محصولات جهان در حدود سي كيلومتري از مكاني در چين ساخته مي­شوند كه من در آن ساكن بودم.

يافتن اشيايي كه كاملا بي­نظير و معتبر باشند رفته رفته سختتر مي­شود. آنچه يك گردشگر مجرب به دنبال آن است و حاضر است قيمت مناسبي براي آن پرداخت كند، حقيقتا محصولي است كه اين ميزان تجربه را بازتاب دهد. گردشگران به دنبال اشيا اصل و معتبر هستند و مايلند آنها را در محل و بوم خود آنها خريداري كنند (ونتاكاچلوم 2004). صنايع دستي ارتباط عميقي با مكان، مردم آن مكان، شيوه زندگي آنان و يا دوره زماني خاص دارد. به علاوه آنها يادبودهايي كاملا شخصي هستند. يك فراگيري موفقيت­آميز معناي عميقتري به سفر مي­دهد، به خصوص اگر گردشگران سازندگان بومي را در حال ساخت و فروش اجناسشان ببيند. يك اثر صنايع دستي معتبر همچنين گردشگر را قادر مي­سازد بخشي از ميراث فرهنگي ميزبان را (كرشنبلات-گيمبلت 2004) بدون در واقع دزديدن آثار باستاني در اختيار داشته باشد.

صنايع دستي چيزي بيش از توليدات ساده هستند. آنها يادگارهاي ارزشمند تجربه شخصي هر فرد مي­باشند كه خاطرات خوب سفر را تا مدت زمان طولاني حفظ مي­كنند. آنها نمايندگان ريشه­اي مقصد ميزبانند كه بيش از هر چيز ديگري در ذهن افراد باقي مي­مانند (مارويك 2001). محصولات ديگر گردشگري معمولا چندي پس از پايان سفر به دور انداخته مي­شوند، اما صنايع دستي جايگاه ويژه­اي در منازل دارند. خانواده من هنوز درخت زندگي مكزيكي را به ديوار اتاق نشيمن نصب كرده­اند كه بيش از سي سال پيش از يك بازار صنايع دستي در آكاپولكو خريده­اند. يك تله خرچنگ كه وقتي ده ساله بودم خريدم هنوز خاطره­اي ارزشمند از سفر خانوادگي­ام به حاشيه ساحل كانادا است. عروسك آبي يادبود سفري به ويتنام بوده و نقاشي شني درون يك گلدان شيشه­اي هميشه احساس مثبتي از سفر به دبي در ذهنم ايجاد مي­كند.

در واقع صنايع دستي مي­تواند انگيزه سفر يا جذابيت عمده آن قرار گيرد. بيشتر سفرهاي كوتاه مدت شامل سفرهايي است به مراكز منطقه­اي براي يافتن صنايع دستي، عتيقه­جات و ساير اشياي ساخت مناطق بومي. جشنواره­هاي صنايع دستي مركز توجه بسياري از اجتماعات كوچكتر قرار گرفته است (ونتاكاچلوم 2004). در كشورهاي كمتر توسعه­يافته فرصت يا امكان ديدن محصولات دستي و بعدتر شانس خريد آنها مي­تواند مشوق قدرتمندي براي جلب گردشگران به خارج از شهرها و مناطق بومي كشورها باشد همچنان كه در كشورهايي مانند دبي، كامبوج و حتي بنگلادش اين گونه عمل مي­شود.

 جوهره صنايع دستي

چه چيز جانشين بخش صنايع دستي است؟ اين سوال به ظاهر ساده در حقيقت پيچيده است. آنچه صنايع دستي را احاطه كرده بسيار وسيع است. به طور سنتي صنايع دستي به عنوان نوع خاصي از صنعت شناخته مي­شود و صنايعي كه با استفاده از دست و از طريق استفاده ماهرانه از ابزار خلق مي­شوند به معناي دقيق هنر و نمايش صنايع دستي به شمار نمي­آيند. اگر چه استفاده گردشگرانه از اين لغت بيشتر آزادانه است. صنايع دستي محصولاتي محسوس و نامحسوس هستند كه ميراث فرهنگي و سنتي يك كشور، يك منطقه يا يك اجتماع بومي را نشان مي­دهند. آنها با مكان در ارتباطند و به دليل نماياندن مكان يا مردم سازنده آنها، ارزشي افزوده مي­يابند. آنها مي­توانند محصولاتي قابل ديدن باشند مثل لوازم خانگي، اشيا زينتي، لوازم آرايشي و دارويي، لباس، نقاشي، مجسمه، سفال، محصولات تشريفاتي سنتي و حتي اشياي صنعتي مانند ابزار كشاورزي. به طور كلي مهارت، اين كه اين كلمه چه وسعتي دارد مهم نيست، مي­تواند معنايي از صنايع دستي داشته باشد. دولت كانادا پيشنهاد داده است كه سازندگان را مي­توان از طريق ابزار كارشان به خانواده­هاي مختلف تقسيم كرد: چوب، سراميك، فيبر، چرم و پوست، شيشه، كاغذ، چاپ و صحافي و فلز (آنون 2001).

اما دسته­اي نيز وجود دارد به نام ميراث فرهنگي نامحسوس كه معناي وسيعتري از صنايع دستي را شامل مي­شود (كرشنبلات-گيمبلت 2004). نمايش، فستيوال­ها و اتفاقات دوره­اي مي­توانند جزء آنها باشند. جريان توليد و مصرف مشخصا با يكديگر متفاوتند، اما تجربه نهايي هر دو آنها يكي است. توليد عموما به عنوان مفهومي استفاده مي­گردد كه در كوچك يا خرده تجارت­هايي محدود شده كه در خانه­ها يا كارگاه­هاي كوچك انجام مي­گيرد، اما اين كلمه مي­تواند شكل وسيعتري داشته باشد. من مركز توليد صنايع دستي را در سيمريپ كامبوج ديدم كه بيش از 100 نفر را تحت عنوان بخشي از پروژه كمك­رساني فرانسوي استخدام كرده است. بعضي از اين كارمندان از مجروحان و آسيب­ديدگان خشونت­هايي بودند كه چند دهه پيش در اين منطقه رخ داده بود.

تفاوت آشكاري بايد بين محصولات دستي توليد شده براي مصرف محلي و براي گردشگران وجود داشته باشد. در واقع بسياري از شكايت­هاي گردشگران از جوامع بومي اين است كه هدف توليد مصنوعات دستي براي گردشگران يا نمايش آنها به گردشگران بايد متفاوت از توليد آنها براي مصرف بومي و شخصي باشد.

اقتصاد گردشگرانه صنايع دستي معمولا به نوعي اقتباس از محصول اصلي نياز دارد. بزرگ­نمايي در جايي كه اشيا براي تقاضاي بيشتر بايد بزرگ شوند و كوچك كردن در جايي كه كاهش اندازه براي آنها معمول است. مواد و مصالح اصل مانند پوست گاهي نياز به تغيير دارند تا برخوردي با قانون يا راي و عقيده عمومي نداشته باشند (مولر و پترسون 2001) در حالي كه مصالح جايگزين شده چوب مثل پلاستيك مي­توانند براي ساخت محصولي ماندگارتر يا سبكتر مناسب باشند. مبحث اعتبار يا سنديت اثر مبحثي است كه در اينجا بايد به طور خلاصه به آن پرداخت. اعتبار با واقعيت (واقعي بودن) تفاوت دارد. من مي­توانم رقصي اصيل و معتبر را در يك آمفي تئاتر ببينم، اگر چه مي­دانم اين نمايش حقيقي يك رويداد فرهنگي خاص نيست. من مي­توانم يك مصنوع دستي معتبر بخرم، اگر چه ابزار حقيقي نباشد. صنايع دستي گردشگري لزوما نبايد نسخه المثني همان صنايعي باشند كه جامعه ميزبان استفاده مي­نمايد. آنها مي­توانند در مواقعي براي مصرف گردشگران و بدون از دست دادن اصالت و اعتبار خود، دست­كاري شوند. بومرنگي كه گردشگران خريداري مي­كنند شباهت كمي به بومرنگي دارد كه بوميان براي شكار از آن استفاده ميكنند. اما هنوز يك بومرنگ اصيل است. بسياري ديگر از انواع صنايع دستي مانند دست­بندها، سنجاق سينه­ها و كيف­ها ممكن است الگوي تاريخي ميان بوميان يك مكان را نداشته باشند.

طيف وسيع صنايع دستي مي­تواند بدين گونه در يك زنجيره نزولي قرار گيرد؛ از نمونه واقعي و سنتي محصول يا نمونه­هايي كه در حال حاضر توسط جوامع بومي مورد استفاده قرار مي­گيرند تا محصولاتي كه صرفا براي مصارف گردشگري و به عنوان سوغات ساخته مي­شوند و پيوند تاريخي ندارند.

سيستم توزيع نياز به مختصري توضيح دارد. مانند هر توليد ديگري، سيستم توزيع مي­تواند مراحل گوناگون داشته باشد. ساده­ترين شكل توزيع مستقيم و بي­واسطه است، كه در آن مصرف كننده مستقيما در هنگام توليد يا از مغازه­اي كه متعلق به سازنده است خريد مي­كند. مزيت اين شيوه به حداكثر رساندن ميزان سود توليدكننده است، اما اشكال آن محدود كردن شبكه توزيع است. سيستم تك مرحله­اي شامل خرده­فروشي است كه مستقيما از توليدكننده خريد مي­كند. خرده­فروش، مثلا مغازه­اي در يك هتل، هيچ مداخله­اي در فرآيند توليد ندارد. سيستم چند مرحله­اي شامل يك يا چند عمده­فروش يا توزيع­كننده است، چه محلي چه خارجي كه محصولات را خريده و به خرده­فروشان مي­فروشند و در نهايت به دست مصرف­كننده مي­رسانند. اين شيوه به محصول امكان مي­دهد تا بازار بزرگتري به دست آورد، اما بازگشت سود به توليدكننده معمولا كم است. همچنين باعث مي­شود تا توليدكننده نتواند بر نحوه ارايه محصول و رسانيدن پيام فرهنگي آن نظارتي داشته باشد.

 مزاياي صنايع دستي گردشگري

دلايل بسياري وجود دارد كه ارتباط بين گردشگري و صنايع دستي را تقويت مي­نمايد. مزايا مي­توانند در سه گروه كلي زير دسته­بندي شوند:

1. اقتصادي

2. اجتماعي

3. پايداري

صنايع دستي به عنوان برانگيزاننده­اي اقتصادي جذابيت­هاي بسيار دارد. سهولت ورود به آن مردم را قادر مي­سازد با حداقل سرمايه وارد اين بخش شوند (جاميسون 2000 و مارويك 2001). برنامه­هاي دولتي براي فراهم كردن تسهيلات مالي، برنامه­هاي آموزشي و حمايتي با امكانات قانوني براي سرمايه­گذاري اغلب بازدهي مثبتي داشته است.

صنايع دستي اعضاي جوامع كشاورزي را قادر مي­سازد تا با مشاغل فصلي به درآمد خود بيافزايند. مهمتر اين كه صنايع دستي امكانات شغلي و درآمدي بسياري براي افرادي كه از چرخه اقتصاد جامعه بومي بيرون نگه داشته شده­اند فراهم مي­آورد، مانند زنان، اقليت­هاي قومي، جوانان، كارگران ساده، معلولان و سالخوردگان. همچنين آنها جريان درآمد مهمي براي موزه­ها و اماكن تاريخي به شمار مي­آيند. گردشگري صنايع دستي مي­تواند به فعال شدن اقتصاد بومي به خصوص در مناطق شهري جهان كمتر توسعه يافته كمك نمايد.

توليد صنايع دستي مسئوليتي اجتماعي و فعاليتي پايدار است كه در بسياري نقاط جهان باعث از بين رفتن بهره­وري از كارگران ساده مي­شود. چنانچه افراد مستقيما در توليد و عرضه مصنوعات دستي درگير باشند، كارگران نيز تعريف مشخصي از نحوه برخورد با خود دارند. توليد صنايع دستي به بسياري از افراد جامعه اجازه مي­دهد از مزاياي صنعت گردشگري بدون مشاركت مستقيم در اين صنعت استفاده كنند.

گردشگري نيز مي­تواند بازاري متناوب براي اشيا سنتي توليد شده در جامعه­اي رشد نيافته فراهم نموده و به بقاي مشاغل معنا بخشند (مارويك 2001). به علاوه ابراز علاقه گردشگران به بعضي مصنوعات دستي ممكن است باعث برانگيختگي علاقه بازار محلي شده و به تجديد حيات برخي كالاها بيانجامد.

صنايع دستي همچنين امكاني براي جوامع فراهم مي­آورد تا با ميراث فرهنگي، سنت­هاي فراموش شده و فعاليت­هاي فرهنگي خود ارتباطي دوباره برقرار كنند. همكاري مراكز صنايع دستي به هنرجويان امكان يادگيري مهارت­ها از صنعتگران را مي­دهد. ايجاد ارتباط مثبت بين بخش گردشگري و جوامع بومي يك مزيت افزوده گردشگري صنايع دستي است. صنعت به طور روز افزون در حال گسترش يك اخلاق اجتماعي است كه بسياري از دست اندر كاران در جوامع شهري را به درك اين نكته نائل كرده كه آنها بايد براي بازگرداندن چيزي به جامعه بكوشند. يك برنده اخير WTTC 2005، جايزه بهترين تمرين در گردشگري، هاسينداس دل موندو ماياي مكزيكي، نمونه­اي كلاسيك از نحوه شكل­گيري اجتماعي مثبت به شمار مي­آيد. هاسينداس دل موندو مايا در ارتباط نزديك با جوامع بومي مايايي، نقش كليدي در كاهش ميزان فقر و نگهداري از ميراث فرهنگي مايايي داشته است. او كارگاه­هاي سوادآموزي و توسعه خرده سرمايه­گذاري­ها را به وجود آورده، ساخت صنايع دستي را احيا نموده و به هزاران روستايي مايايي كمك كرده تا مالكيت اراضي قانوني خود را حفظ نمايند.

همين طور يك راهنماي تور كنيايي (آنون 2002) با چندين سال سابقه در توسعه سازمان­هاي توليد صنايع دستي، برنامه گردشگري خاصي را در جامعه بومي­اش رواج داد. اين شخص گردشگران را در چندين مكان يك جامعه بومي مستقر كرد كه بنابراين آنها مي­توانستند درك بهتري از زندگي بومي داشته و از آن لذت ببرند. اين راهكار به بوميان نيز امكان يادگيري درباره فرهنگ گردشگران و سليقه آنها در صنايع دستي مي­دهند. در بازگشت، برنامه براي گروه­هاي صنعتگري و جوامعشان امكان برقراري ارتباط با منابع جديد و همزمان آگاهي از فرهنگ­هاي مختلف فراهم مي­آورد.

كمك به استفاده از ميراث فرهنگي امتيازي قابل توجه است كه اغلب از نظر دور مانده. قاچاق و بازارهاي ناسالم مصنوعات هنري و اشياء عتيقه، تهديدي مهم براي ميراث فرهنگي به شمار مي­آيد. سازمان جهاني ابنيه تاريخي فهرستي از صد مكان تاريخي در خطر (WMF 2006) تهيه كرده كه بسياري از آنها با اعمال غير قانوني مجموعه­داران و قاچاقچيان عتيقه تهديد مي­شوند. با افزايش تعداد گردشگران، خطر نيز افزايش مي­يابد. خطر به خصوص در مورد اشيايي مانند صنايع دستي كوچك، سنگ­هاي كوچك و قديمي مثل جواهرات، منجوق­ها و مهرها بسيار حاد مي­شود. اين وضعيت به شدت در خاور ميانه مشاهده مي­گردد. اين اشيا بسيار ارزان خريداري مي­شوند و به راحتي قابل حمل هستند. تقويت صنايع دستي براي ساخت شبيه اشيا باستاني و فروش آن به گردشگران، دست اندر كاران اين صنعت را قادر مي­سازد تا آثاري معتبر ارايه كنند، به ميزان درآمد جامعه بومي بيافزايند و از ميراث فرهنگي حراست نمايند؛ امتيازي سه گانه.

 موارد

با وجودي كه صنايع دستي و گردشگري به وضوح گستره­اي از همكاري را ايجاد مي­كنند كه مي­تواند به هر فرد ميزبان، اجتماع ميزبان و گردشگر سود برساند، اما اين عمل خطراتي نيز در پي دارد. صنايع دستي گردشگري موفق، از تمام اين خطرات آگاه بوده و براي كاهش ميزان آن برنامه­ريزي مي­كند. سوال اساسي اين است: چه كسي واقعا از صنايع دستي گردشگري سود مي­برد؟ در برخي موارد ارتباطي نابرابر وجود دارد كه در آن مصرف­كننده و فروشنده نهايي بهره­اي نامتناسب گرفته و خود سازنده از آن بي­بهره است (ليتل 2005). هرچه پروسه توزيع از افراد بيشتري عبور كند، قيمت نهايي بالاتر خواهد بود. اما ميزان بسيار اندكي از اين قيمت بالا به شخص سازنده مي­رسد. تاسيس تعاوني­ها راه حلي است كه در بسياري از جوامع بومي آمريكاي شمالي، استراليا و اروپا جواب داده است. تعاوني­ها در قبال همه بخش­هاي توزيع مسئوليت داشته و بنابراين اعضاي آنها به طور مستقيم به سود بيشتري مي­رسند.

مورد دوم راهكارهاي قيمت­گذاري است. اغلب، صنعتگران بومي از ارزش حقيقي كه مصرف­كننده براي مصنوعات آنان قايل است، بي­اطلاعند و درباره راهكارهاي مختلف قيمت­گذاري دانش كافي ندارند. در نتيجه آنها به جاي قيمتي كه نشان­دهنده ارزش حقيقي و كمياب هنر دستي آنها است، قيمتي بسيار پايين را پيشنهاد مي­دهند. بسياري از صنايع دستي كه در محل ساخت خريداري مي­شوند، بسيار ارزان هستند. اين مشكل تنها براي صنايع دستي نيست، بلكه در ميان خرده تجارت­ها در صنعت توريسم و ميهمان­پذيري رايج است. من تقريبا بيست سال در مورد خرده تجارت­هاي گردشگري تحقيق كرده­ام و عدم درك صحيح از قيمت­گذاري هنوز داستاني پابرجا است.

جالب اين كه، محبوبيت ممكن است مانند شمشيري دو لبه باشد كه از يك طرف به افزايش درآمد انجاميده و از طرف ديگر به استثمار توليدكنندگان. چگونه يك فرد سازنده با ميزان بالاي تقاضا براي اشيا مورد پسند روبرو شود، به خصوص اگر تعاوني­ها و عمده­فروشان سفارشات مختلفي براي توليد اين اشيا پذيرفته باشند؟ تعداد كمي توانايي صنعتي كردن روند توليد خود را دارند، بنابراين بيشتر افراد بايد ساعات بيشتري كار كنند. فشار تقاضاي زياد ممكن است فعاليت پاره وقت لذتبخش را به شغلي تمام وقت و دشوار تبديل نمايد كه در نهايت نتيجه آن با سعي و تلاشي كه براي آن انجام مي­گيرد برابر نيست. من دوستي داشتم كه گرفتار همين مشكل بود: آثار مد روز او بسيار معروف شده بودند و او مجبور شده بود روزانه 15 تا 20 ساعت زمان صرف توليد آنها كند، و تنها در بازارهاي تعطيلات آخر هفته آنها را به فروش برساند. فشار كار آنقدر زياد بود كه در نهايت مجبور به تعطيل كردن تجارت خود شد.

باور عمومي گردشگري چنين معنا مي­دهد كه توليد صنايع دستي در ناچيز شمردن فرهنگ بومي، هدايت سازندگان ماهر به سمت بدل­سازي و در نهايت خلق يا گسترش الگوهاي كليشه­اي يا تقلبي نتيجه مي­دهد. و به جاي توسعه يك فرهنگ سنتي تجديد حيات يافته، به سمت ممانعت از ايجاد تنوع در مهارت­هاي سنتي حركت كرده و مردان و زنان سازنده را تشويق مي­كند به توليد محصولاتي باب طبع روز گردشگران بپردازند (بازول 2005).

سرقت هويت فرهنگي و سنتي خطر به مراتب جدي­تري محسوب مي­شود: هنرمنداني بدون ارتباط با جامعه­اي كه در آن ممكن است يك شيوه نقاشي يا ساير كارهاي هنري كپي شود و ممكن است اشيا به ظاهر معتبر براي بازار گردشگري به وجود آورد. گردشگران فكر مي­كنند كه آثار معتبري از صنعتگران بومي مي­خرند در حالي كه آنها در حال خريد كپي مصنوعات هنري هستند كه هيچ پيوندي با فرهنگ اين محصولات ندارند. اين مقوله مكررا در جريان توليد و فروش آثار هنري بومي در استراليا رخ داده است.

صدور پروانه براي صنعتگران و كپي رايت براي الگوها و روش­هاي توليد راه حل امتحان شده­اي است. مردمان «سامي» در لاپلند سيستم صدور پروانه­اي را ترويج داده­اند كه به صنعتگران امكان مي­دهد آثار خود را به عنوان اصل علامت­گذاري كنند (مولر و پيترسون 2001). در استراليا دولت قانوني تحت عنوان كپي رايت استراليا 1968 براي حمايت از سازندگان «كارهاي هنري» شامل هنروران و صنعتگران بومي استراليايي وضع نموده است. بر اساس قانون كپي رايت، دوباره­سازي محصول يا استفاده از نام آن بدون اجازه دارنده حق كپي، جرم محسوب مي­شود. در نتيجه معاهده­هاي بين المللي مانند كنوانسيون برن، آثار هنري هنرمندان استراليايي در بيشتر كشورهاي جهان نيز تحت قانون كپي رايت حمايت مي­شوند (DCITA 2005).

سرانجام اين كه، دولت­ها بايد به آزمايش محرك­ها خود براي تشويق جوامع بپردازند تا بتوانند آنها را در امور مربوط به گردشگري به كار گيرند. گردشگري نوعي امكان اقتصادي براي جوامع روستايي محسوب مي­شود و اين نه به دليل پتانسيل قوي و واقعي اين صنعت بلكه به دليل پتانسيل اندك موجود در ساير فعاليت­ها است. توسعه توريسم در جامعه، سرمايه­گذاري كوچكي ارايه مي­كند كه در نتيجه آن دولت­هاي مركزي مي­توانند ادعا كنند كاري انجام مي­شود اما به واقع آنها كار بزرگي نمي­كنند. يك راهكار بالا-پايين بنا بر نظر تيراپاپيسيت (2005) ممكن است مشكلات بيشتري ببار آورد. دولت تايلند در نظر داشت اجتماعي دور از دسترس بسازد كه شيوه بي­نظير بافندگي آن شناخته شده باشد. بنابراين برنامه­اي را بدون مشورت با جامعه بومي به اجرا نهاد. كشمكش­ها بين فروشندگان بالا گرفت و تضادهاي سليقه­اي بين گروه­هاي مختلف جامعه به وجود آمد و مردم به اين نتيجه رسيدند كه نياز به توليد اشيا مورد پسند گردشگران، آنها را به سمت فقدان خرد بومي در ساخت الگوهاي بي­نظير بافندگي­شان مي­برد.

 نتيجه

صنايع دستي و گردشگري مي­توانند پيوندي سودآور تشكيل دهند كه تجربه گردشگري را افزوده و مزايايي براي جوامع بومي داشته باشد. اما اين پيوند همچنين پتانسيلي براي عدم كنترل صنعتگران بر آثار هنري­شان، روند توليد و توزيع دارد. ايجاد يك سيستم صنايع دستي گردشگري موفق و پايدار مي­تواند تعادلي بين ميزان سود و كاهش خطرات به وجود آورد.

نهادهاي دولتي مي­توانند نقش مهمي در پرورش سيستم صنايع دستي گردشگري قابل قبول ايفا كنند. اين مقاله شماري از اعمالي كه مي­تواند توسط اين نهادها انجام شود را برشمرده است، از جمله:

·        تشويق مسئولان گردشگري براي احترام به فرهنگ

·        تلاش براي متوقف ساختن تجارت عتيقه با گسترش توليد نسخه­هاي معتبر صنايع دستي

·        اصرار در ايجاد عدالت بين گردشگران و بوميان به خصوص در امور مربوط به قيمت­گذاري

·        ياري توليد كنندگان براي ايجاد حق كپي رايت و حمايت از طرح­ها و سبك­هاي توليد

·        صدور پروانه براي توليدكنندگان/ سازندگان معتبر

·        تعليم و تربيت سازندگان در امور فروش و بازاريابي

·        ايجاد يك برنامه بازاريابي

·        فروش اجناس از طريق بازارهاي رسمي در موزه­هاي دولتي و غيره

·        متوقف ساختن تجارت اجناس تقلبي توليد شده توسط افرادي كه هيچگونه ارتباط قانوني با ميراث فرهنگي ندارند

·        افزايش همياري با جوامع بومي براي تصميم­گيري درباره چگونگي توسعه صنايع دستي گردشگري

·        احترام به قوانين و سنت­هاي گروه­هاي اقليت

 منابع:

-    Anon (2000) Counting the Value of Crafts. International Trade Forum www.tradeforum.org/news/fullstory.php/aid/194/Counting_the_Value_of_crafts.html (downloaded April 10, 2006).

-    Anon (2001) Study of the Crafts Sector in Canada. Department of Foreign Affairs and Trade, Canada, Ottawa. www.dfait-maeci.gc.ca/arts/crafts-en.asp (downloaded April 10, 2006).

-    Anon (2002) Peter Wahome. Ashoka. www.ashoka.org/fellows/viewprofile3.cfm?reid=144030 (downloaded April 10, 2006).

-    Ashley C., C. Boyd & H. Goodwin (2000) Pro-poor Tourism: Putting Poverty at the Heart of the Tourism Agenda. National Resource Perspectives 51. 13 pp (www.odi.org.uk/nrp/51.html downloaded April 3, 2006).

-    Boswell R (2005) Heritage Tourism and Identity in the Mauritian Villages of Chamarel and Le Morne Journal of South African Studies 31(2): 283 – 295.

-    DCITA (2005) Indigenous Cultural and Intellectual Property. Department of Communications, Information Technology and Arts. www.dcita.gov.au/ip/indigenous_cultural_and_intellectual_property (downloaded April 12, 2006).

-    Donkin L (2001) Crafts and Conservation: Synthesis Report for ICCROM. ICCROM. www.iccrom.org/ENG/e-docs/ICCROM_02CroftsandConservation.pdf (downloaded April 10, 2006).

-    Holland J (2000) Consensus and Conflict: The Socioeconomic Challenge Facing Sustainable Tourism Development in Southern Albania Journal of Sustainable Tourism 8(6): 510 – 524.

-    Jamieson W (2000) The Challenge of Sustainable Community Cultural Heritage Tourism. Speed presented at UNESCO Workshop on Culture, Heritage Management, Bhaktapur, Nepal, 2000. (www.ucalgary.ca/EV/designresearch/projects/2000/cuc/tp/outreach/Walter%20Nepal.pdf downloaded April 13,2006).

-    Kirshenblatt – Gimblett B (2004) Intangible Heritage as Metacultural Production. Museum International 56(1/2): 52 – 65.

-    Little W (2005) Getting Organized: Plitical Dilemmas for Maya Handicrafts Latin America Perspectives 38: 80 – 100.

-    Marwick M (2001) Tourism and the Development of Handicraft Production in the Maltese Islands. Toyrism Geographies 3(1): 29 – 51.

-    Muller D & R Petterson (2001) Access to Sami Tourism in Northern Sweden. Scandinavian Journal of Hospitality and Tourism 1(1): 5 – 18.

-    Theerapappisit P (2005) Top-Down Tourism: Impact on the Grassroots. University of Western Sydney 26 pp

-    Ventacachellum I (2004) Crafts and Tourism. www.craftrevival.org/AHTML/Tourism.thm (downloded April 10, 2005).

-    WMF (2005) World Monuments Fund 100 Most Endangered Sites 2006 World Monuments Fund (www.wmf.org/pdf/WMW_2006_100.pdf downloaded April 12, 2006).

-   WTTC (2005) Best Practices in Responsible Tourism – WTTC’s 2005 Tourism for Tomorrow Awards. WTTC www.hotel-online.com/News/PR2005_2nd/Apr05_WTTCTourism.html (downloaded April 10, 2006).

[1] “Tourism as a Catalyst for Crafts: Pros and Cons”, Mr. Robert McKercher, Professor, Hong Kong Polytechnic University

+ نوشته شده در  جمعه 1 آذر1387ساعت 7:42  توسط ساسان قاسمي  |